حديث انذار
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به امر پروردگار عالم كه فرمود : « وَ انْذِرْ عَشيرَتُكَ الْاقْرَبينَ » « 1 » دعوت علنى را از خويشان خود آغاز نمود و پس از ابلاغ رسالت ، به آنها فرمود : « فَايُّكُم يُوازِرُنى عَلى هذَا الْامْرِ عَلى انْ يَكُونَ اخى وَ وَصيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ » . كيست از شما كه مرا در انجام اين رسالت يارى دهد تا برادر من و وصىّ و خليفهء من در ميان شما باشد ؟ از آن ميان ، على عليه السلام برخاست و گفت : من ، يا رسول الله . پيامبر صلى الله عليه و آله سخن خويش را تكرار فرمود : دوباره على عليه السلام گفت : من ، يا رسولالله . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هذا اخى وَ وَصيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ » اين [ على ] برادر و وصىّ و خليفه من در ميان شماست . « 2 » اين حديث چنانكه از نظر سند متواتر است از نظر دلالت نيز واضع و آشكار مىباشد ؛ كلمه « وصىّ و خليفه » روشنترين بيان در امامت و خلافت بلافصل على عليه السلام است . در كتابهاى معتبر و مشهور شيعه و سنّى عناوينى كه دالّ بر ولايت و امامت على بن ابىطالب عليه السلام مىباشد فراوان است . و قابل انكار نيست . با توجّه به اين آيات و روايات مىگوييم كنار گذاشتن على عليه السلام از خلافت چيزى جز مخالفت با كتاب خدا و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله نبود . امّا از آنجا كه « حُبُّ الشىء يُعْمى وَ يُصِمْ » حبّ جاه و مقام ، اهل سقيفه را از ديدن حق محروم ساخت ؛ و رادمرد تاريخ ، اعلم و افضل مردم على بن ابىطالب عليه السلام را از صحنه رهبرى حذف نمود .