1 - نگرانى انصار از حاكميت قريش و انتقام كشتههاى « بدر » بود چنان كه « حباب بن منذر » گفت : « ما ترس از آن داريم ، كسانى از شما بر سر كار آيند كه ما پدران و برادران آنها را در جنگ كشتهايم ، ترس از آنكه اين افراد از ما انتقام گيرند . » « 1 » 2 - ترس هر يك از اوس و خزرج از حاكميت يكديگر و بازگشت كينههاى گذشته . چنان كه ابوبكر در سقيفه به آنها گفت : « اگر از ميان شما انصار ، هر يك از اوس و خزرج خلافت را بگيرند . بخاطر مسائل جاهليت با هم جنگ خواهيد كرد . » « 2 » چنان كه ملاحظه مىفرماييد مسايل دوران جاهليت رقابت قومى و قبيلهاى ايفاء كننده نقش اصلى مىباشد . ب - انصار مىگويند : « مِنَّا اميرٌ وَ مِنْكُم اميرٌ » و سخن ابوبكر كه مىگويد : « مِنَّا الْامَراءُ وَ انْتُمُ الْوُزَراءُ » . و همچنين مىگويد : قريش اوْلى و برتر و به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديكترند . آيا اين سخنان قطع نظر از وصايت و خلافت حضرت على عليه السلام ، با روح اسلام سازگارى دارد ؟ ! آيا پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام نفرمود هيچ كس بر ديگرى شرافت ندارد مگر به تقوا و عمل صالح ؟ بهنظر مىرسد آنچه در سقيفه بنىساعده مورد توجّه مهاجرين و انصار بود ، پيشى گرفتن از قبايل ديگر و رقابت قومى و قبيلهاى بوده است . درحالى كه عدّهاى از آنها با اين كه به حقّانيت على عليه السلام اعتقاد داشتند ، تلاش مىكردند رهبرى جامعه را به خود اختصاص دهند تا از قبيله رقيب عقب نمانند . و اين همان رجعت به عصبيّت جاهلى است . چنانكه زبير بن به كار مىنويسد : گرچه عدّه زيادى از مسلمانان به حقانيّت على عليه السلام اعتقاد داشتهاند امّا بهخاطر رقابتهاى قومى هر يك مايل بودهاند رهبر از خودشان باشد . « 3 » ج - عدّهاى از قريش كه ابوبكر را همراهىكرده و از او حمايت كردند از افراد معلومالحال عصر جاهلى بودند يعنى از اشراف قريش كه تا آخرين لحظات با پيامبر صلى الله عليه و آله جنگيدند و هنگامى اسلام آوردند كه شمشير حضرت صلى الله عليه و آله بالاى سر آنها بود . و چارهاى جز تظاهر به
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٣٢
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، بلاذرى ، ج 1 ، ص 580 .
( 2 ) - البيان والتبيين ، جاحظ ، ج 3 ، ص 298 .
( 3 ) - الاخبار الموفّقيات ، الزبير بن بكّار ، تحقيق سامى مكّى ، ص 580 .