الف : بقاياى عقايد و سنتهاى جاهلى
چنانكه قبلًا گفتيم ، اكثر مردم مدينه بعد از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن شهر ، ايمان آوردند و عمدهء مردم مكّه در سال هشتم هجرى ( فتح مكّه ) اسلام را پذيرفتند . حتى اگر همه اهل مكّه و مدينه با بصيرت نيز به اسلام گرويده باشند ( كه چنين نبود بلكه تعدادى از آنان مخصوصاً بنىاميّه خوفاً اسلام را پذيرفتند ) ترك عقايد و خلق و خوى جاهلى در مدت كوتاه حيات رسول الله صلى الله عليه و آله ، به راحتى صورت نمىپذيرفت . و تحوّل مطلوب در آنها به كمال نمىرسيد . زيرا تحوّلات فكرى و فرهنگى از مقولههاى ديرپا و نيازمند زمان طولانى مىباشد . و از سوى ديگر فرهنگ مردم حجاز بسيار پايين بود و همه آنان آمادگى پذيرش معارف بلند الهى را نداشتند . لذا بازگشت سنن جاهلى بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله امرى غير مترقّبه و دور از انتظار نبود . و ما معتقديم دلبستگى و وابستگى عدّهاى از اعراب به خُلق و خوى جاهلى ، نقش زيادى در سقيفه بنىساعده ايفاء نموده است .
ب : توطئه منافقان
منافقان كه در مدينه اجتماع كرده بودند و براى فوت پيامبر صلى الله عليه و آله لحظهشمارى مىكردند با رحلت آن حضرت صلى الله عليه و آله فعّاليّتهاى خود را علناً و آشكارا آغاز نمودند . آنان كه در مقابل منزل پيامبر اجتماع كرده بودند وقتى از رحلت ايشان مطمئن شدند ، به سرعت خود را به سقيفه بنىساعده رسانده و برنامهها و توطئههاى خود را به اجرا گذاشتند . آنها در مرحلهء اول براى رسيدن به هدف خود ، از رسوبات روانى و فكرى جاهلى بهره بردند .
على عليه السلام هر دو سبب را در يك كلام عنوان نمود : « زنهار كه اينك دست از رشتهى طاعت كشيدهايد و با احكام جاهليت بر دژ الهى شكاف وارد آوردهايد . . . بدانيد كه پس از هجرت ديگر بار به بَدَويّت روى آوردهايد و در پى همبستگى گروه گروه شديد . جز به نام اسلام ، وابستهاش نيستيد و از ايمان جز تشريفاتش را نمىشناسيد . . . گويى مىخواهيد