كه ثابت بن قيس ، خطيب انصار فضايل آنها را بيان كرد ابوبكر پاسخ داد : شما اهل اين فضايل هستيد ، و لكن قريش « اوْلى بِمُحَمَّدٍ مِنْكُمْ » است ، و اين عمر بن خطاب است كه پيامبر خدا در حق او فرمود : خدايا دين را بهوسيله او عزّت بخش . و اين ابوعبيدة بن جرّاح است كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او فرمود : امين اين امّت است ، « فَبايِعُوا ايِّهُما شِئْتُم » ! ( با هر يك مىخواهيد بيعت كنيد ) . امّا آن دو نپذيرفتند و گفتند : سوگند به خدا تو مقدّم بر ما هستى و تو همراه رسولالله صلى الله عليه و آله در غار بودى . و ابوعبيده دستش را در دست ابوبكر گذارد و عمر مدح او را گفت و قريش حاضر در جلسه با او بيعت كردند . سپس ابوعبيده و عبدالرحمن بن عوف هر يك بهنحوى از مناقب انصار گفتند و آنها را به بيعت با ابوبكر فرا خواندند . « منذر بن ارقم » گفت ما فضل شما را ردّ نمىكنيم امّا اگر على بن ابىطالب عليه السلام در اينجا بود كسى از ما در خلافت او نزاع نمىكرد . بشير بن سعد اوّلين نفر از انصار بود كه بيعت كرد و اسيد بن حُضير الخزرجى نفر بعدى بود و مردم يكى پس از ديگرى با ابوبكر بيعت كردند ، حَتَّى وَطَئُوا سَعْداً ( به نحوى كه سعد بن عباده زير دست و پا ماند ) و عمر گفت : اقْتُلُوا سَعْداً « 1 » ( سعد را بكشيد . ) بلاذرى علاوه بر مطالب يعقوبى سخنان ابوبكر را اين چنين نقل كرده است : « ما اوّلين مردم در اسلام هستيم و در ميان مسلمانان مسكن ما در مركز است . نسب ما شريفترين است و ما رابطه خويشاوندى نزديكترى با پيامبر داريم . . . اعراب هرگز خود را تسليم قبيلهاى جز اين طايفه نخواهند كرد . . . بنابراين من دو نفر را به شما پيشنهاد مىكنم : عمر و ابوعبيده جرّاح . « 2 »
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٣١
الف - چرا انصار بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله بىدرنگ به سقيفه بنىساعده رفتند و مسأله رهبرى را به شور و مشورت گذاشتند ؟
در پاسخ اين سؤال دو مطلب قابل توجّه است :
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، يعقوبى ، ج 2 ، ص 123 .
( 2 ) - انساب الاشراف ، بلاذرى ، به تصحيح محمد حميدالله ، ج 1 ، ص 582 .