نيست اين است كه نسبت ناروا از طرف همين مسلماننماها - منافقان - كه از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله محسوب مىشدند و همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند ، صورت گرفته است . تا از اين طريق شخصيّت آن حضرت صلى الله عليه و آله را خدشهدار نمايند و حرمت و قداست او را بشكنند . قرآن كريم مىفرمايد : « انَّ الَّذينَ جَآءُوا بِالْافْكِ عُصْبَةٌ مَنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِىءٍ مِّنْهُمْ مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ وَالَّذى تَوَلّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظيمٌ » « 1 » مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى ( متشكل و توطئهگر ) از شما بودند ؛ امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است ، بلكه خير شما در آن است ؛ آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند ؛ و از بين آنان ، كسى كه بخش مهمّ آن را برعهده داشت عذاب عظيمى براى اوست .
اهانت آشكار
هنگامىكه پيغمبر صلى الله عليه و آله متوجّه شد تعدادى از اصحاب ، از لشكر « اسامة بن زيد » تخلّف كردهاند و به مدينه بازگشتهاند ؛ در مسجد حضور يافت و به حفظ كتاباللّه و عترت طاهرين سفارش كرد و به منزل برگشت . عدّهاى از اصحاب نيز در منزل آن حضرت صلى الله عليه و آله اجتماع كردند . پيامبر صلى الله عليه و آله براى تثبيت آنچه در غدير خم و مكانهاى ديگر در مورد اهل بيت عليهم السلام و كتاب اللّه توصيه كرده بود فرمود : « هَلُمَّ أَكْتُبُ لَكُمْ كِتاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . بياوريد براى شما چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد . ناگهان عمر جملهاى گفت كه معنايش اين بود : « انَّ الْوَجَعَ قَدْ غَلَبَ عَلى رَسُولِ الله صلى الله عليه و آله » ؛ همانا درد بر پيامبر غلبه كرده است « 2 » و از اين سخن عمر ، بين اصحاب اختلاف ايجاد شد . « 3 »