آنها را دوست دارد و آنان ( نيز ) او را دوست دارند . و از آن جا كه پس از هجرتِ حضرت صلى الله عليه و آله به مدينه بلافاصله حركت نفاق پديدار مىشود و نقش ايفا مىكند نشان دهنده اين حقيقت است ، كه در مكّه نيز اين جريان داير بوده است . زيرا بدون مقدّمات قبلى و گذشت زمان ، حركت اجتماعى آن هم به اين گستردگى ميسّر نمىگردد . » « 1 » بنابراين عدّهاى از منافقان در مكّه ( قبل از هجرت ) از روى « طمع » ايمان آوردند و عدّهاى ديگر از روى ترس و براى حفظ جان خود تظاهر به اسلام نمودند مانند ابوسفيان و امويان . امّا هر دو گروه در يك جهت تلاش كردند كه عبارت بود از تضعيف خط رسالت و امامت . دراينجا برخىاز خيانتهاى منافقان در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله را ذكر مىكنيم .
تضعيف سپاه اسلام
يكى از شيطنتهاى منافقان در عصر رسالت ، همكارى با سپاه كفر و تضعيف قواى نظامى پيامبر صلى الله عليه و آله با نيّت نابودى اسلام ، بوده است كه نمونههايى از آن را در اينجا متذكّر مىشويم . منافقين در جنگ احد : در جنگ احد ، هنگامى كه مسلمانان به فرماندهى پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف دامنه كوه « احد » حركت مىكردند ، در نيمه راه « عبداللّه بن ابىّ بن سلول » همراه عدّهاى از منافقين و اهل شك و ترديد ، بازگشتند تا به خيال خود روحيّه مسلمانان را تضعيف نمايند . « 2 » امّا شركت نكردن اين عناصر فاسد به نفع سپاه اسلام بود چه اينكه قرآن كريم فرمود : « لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ مازادُوكُمْ الَّا خَبالًا وَ لَاوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمْ الفِتْنَةَ وَ فيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالمينَ » « 3 » اگر آنها همراه شما ( بهسوى ميدان جهاد ) خارج مىشدند ، جز اضطراب و ترديد ، چيزى بر شما نمىافزودند ؛ و به سرعت در بين شما به فتنهانگيزى ( و ايجاد تفرقه و نفاق ) مىپرداختند ، و در ميان شما ، افرادى ( سست و ضعيف ) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرا مىدهند ؛ و خداوند ظالمان را مىشناسد . حوادث تلخى كه در جريان جنگ « احُدْ » رخ داد ، نشان دهنده اين حقيقت بود كه