تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
حضرت سبحان و والهان و شوريدگان حكمت و برهان خداوند رحمن برسانم ؛ شايد از آن بهره‌اى گيرند و مسألهء توحيد با اين منطق متين و برهان راستين فقيه دانشمند و متضلِّع اهل بيت حلّ گردد ؛ و پس از آن بحول الله و قوّته شبهه‌اى باقى نماند ؛ وى مىفرمايد :

بحث گرانقدر آل كاشف الغطاء در وحدت وجود و موجود

« وحدتِ وجود ، يا وحدتِ موجود : اين قضيّه از امّهات يا از مهمّات قضاياى فلسفهء الهيّه مىباشد كه اتّصال وثيقى به علم حكمت عاليه و الهيّات بالمعنى الأعمّ دارد كه در آن از امور عامّه مانند وجود و موجود ، و مانند واجب و ممكن ، و علّت و معلول ، و وحدت و كثرت و أمثال‌ها از آنچه را كه تعلّق به موضوع خاصّى و يا حقيقت معيّنه‌اى از انواع ، نه در ذهن و نه در خارج ندارد بحث مىشود . و براى تمهيد و مقدّمهء آن مىگوئيم : از جمله مسائل خلافيّه ميان حكماء اسلام و فلاسفهء مسلمين ، مسألهء اصالت وجود يا اصالت ماهيّت است . بدين معنى كه آيا آنچه در متن خارج و اعيان موجودات تحقّق دارد عبارت است از وجود ، و ماهيّت امرى است اعتبارى كه از وجود محدود مقيّد متعيّن به تعيّنى كه آن را از غيرش از جهت جنس يا نوع يا غير اين دو از سائر اعتبارات جدا مىكند انتزاع مىگردد ؛ و يا آنكه آنچه در ظرف عين خارجى و نفس الامر و واقع تحقّق دارد عبارت است از ماهيّت ، و وجود امرى است اعتبارى خارج از ماهيّت و انتزاع شدهء از آن كه به نحو « خارج مَحمول » بر آن حمل مىشود نه به نحو « محمولات به ضميمه » . مثلًا دربارهء آتش ، وقتى كه ماهيّت آن متحقّق شود و آثار خاصّهء آن از روشنائى بخشيدن و سوزاندن و حرارت بر آن مترتّب شود ؛ در اين صورت صحيح است كه وجود را از آن انتزاع نمائيم و بر آن حمل كنيم و بگوئيم : آتش موجود است ، و گرنه آتش معدوم است . و اين عقيده ، يعنى عقيده به أصالة الماهيّة و اين كه وجود در جميع موجودات حتّى واجب الوجود امرى است اعتبارى محض ، ظاهراً همان عقيده‌اى است كه ميان حكماء تا اوائل قرن يازدهم مشهور بوده است . و بر
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 608 | السيد محمد محسن الطهراني