تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
و لذا در امورى كه از نظر عرف عقلاء داراى اهمّيّت و ارزش بالائى است به كار مىرود نه در هر جا و هر مورد ، مثلًا در اصلاح ذات البين و يا در رفع خطر از افراد و امثال ذلك . و ما در هيچ آيه‌اى از آيات قرآن چنين مواردى نداريم تا خداى متعال مجبور به استفاده از دروغ مصلحت‌آميز شود . بنابراين تصوّر وجود دروغ مصلحت‌آميز در كتاب الهى از اساس و اصل بىاصل و بىاساس است .

مسأله وحدت وجود هيچ ربطى به اباطيل صاحب مقاله ندارد

و امّا مطلبى كه از سوى برخى به عنوان ريشه و منشأ اين اباطيل مطرح شده است مسأله وحدت وجود از طرفى و توغّل در افكار صوفيانه از طرف ديگر است كه متأسفانه بايد گفت : هيچ كدام از اين دو مطلب به اندازه سر سوزنى ارتباط با اين عقايد خرافى و تئورىهاى بىپايه و اساس ندارند و در عجبم كه چگونه بعضى آسمان را به ريسمان مىدوزند تا از فرصت به دست آمده بين اين قضايا ربط منطقى برقرار كنند ، و ردّپائى در مبانى فلسفه و عرفان نسبت به اين چرنديّات دست و پا كنند . امّا مسأله وحدت وجود چه ارتباطى با اين مدّعا از طرف صاحب مقاله دارد ؟ در اين اصل سخن از اين است كه مبدأ عالم هستى و اصل همه مخلوقات در نظام آفرينش چه نظام مجرّدات و چه نظام عالم مادّه همه به يك واقعيّت و يك حقيقت و يك ذات برمىگردد و هر چه در عالم وجود تشخّص خارجى و عينى پيدا مىكند از محدوده و حيطهء آن ذات واجب الوجود خارج نمىباشد و هر چه خارج از وجود آن ذات تصوّر شود ثانى وجود محسوب شده و تعدّد در وجود موجب تحقّق ماهيّت براى آن خواهد شد و در نتيجه ذات واجب كه ماهيّت او همان انّيّت اوست تبديل به حقيقتى داراى حدّ و مرز و طبعاً محتاج به علّت خواهد شد و از مرتبه غناء و وجوب ذاتى به ممكن ذاتى تنزّل و سقوط خواهد نمود ، و از آنجا كه عدّه‌اى از غير مطّلعين ، كنه و لبّ اين مسأله را ادراك و تعقّل نكرده‌اند بر مسأله وحدت وجود شبهات و ايرادهائى وارد آورده‌اند كه از