قيامت به پا شده است و آسمان به زمين دوخته شده اما از انتشار اين كتاب موهِن و موهون سالها مىگذرد و هنوز صدائى به عنوان اعتراض از كسى درباره اين فحول عرصه علم و معرفت برنخاسته است . اين تبعيض چرا ؟
آيا وقت آن نرسيده است كه بزرگان نسبت به برخورد با افرادى كه حيثيّت علمى و اجتماعى و دينى آنها را با انتشار اين كتابها و مطالب چرندشان زير سؤال مىبرند اقدامى جدّى كنند ؟
عدم رعايت جانب اعتدال و عدالت در نشريّات
متأسفانه نشريّات ما در ارائه مطالب علمى جانب اعتدال و عدالت را در پيش نمىگيرند و به وظيفه الهى فَبَشِّرْ عِبادِ ، الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب [ 1 ] قيام نمىكنند و مطالب را يك سويه در معرض قضاوت و سنجش قرار مىدهند . و اين آفتى است بس عظيم و نامروّتى است نابخشودنى كه بر عرصه معرفت و فرهنگ روا مىرود .
در سالهاى گذشته كه نويسنده همين كتاب در يكى از مجلّات علمى به نقد كتاب ارزشمند و سفر قويم « روح مجرّد » پرداخته بود ، با وجود التزام قولى و كتبى به درج پاسخ نقد ، در ارائه پاسخهائى كه از جانب ارادتمندان حضرت والد - روحى فداه - به مجله ارسال شده بود استنكاف نمود و تا كنون نيز از درج آن مقالات سر باز زده است . آيا اين است روش و منهج تبليغ حق ؟ !
به ياد مىآورم در زمان حكومت گذشته شاهنشاهى يكى از مجلّات منحطّ و منحرف آن روزگار مقالهاى از فردى غير مذهبى [ 2 ] در نقد مبانى و احكام شرع در مورد زنان منتشر نمود . اين مقاله كه با قلمى روان و نثرى شيوا بسيار مرموزانه و مكّارانه مبانى شرع مقدس را به زير سؤال برده نقد مىنمود موجب سر و صدا
هامش
[ 1 ] - سوره الزّمر ( 39 ) ذيل آيه 17 و صدر آيه 18 .
[ 2 ] - قاضى مهدوى در مجله زن روز .