روزى خدمت مرحوم آية الله حاج سيّد محمّد رضا گلپايگانى - رحمة الله عليه - بودم زمانى كه ايشان به يكى از ييلاقات خارج قم تشريف برده بودند و يكى از كتابهاى مرحوم والد را كه براى ايشان فرستاده بودند تقديم كردم ايشان فرمودند :
والد شما يكى از شخصيّتهاى كم نظير عالم تشيّع مىباشد و سلام ما را به ايشان برسانيد و عرض كنيد كه فلانى مىگويد :
مگر صاحبدلى از روى رحمت * كند در حقّ درويشان دعائى
ارتباط ايشان با مرحوم آية الله سيد جمال الدين گلپايگانى - رضوان الله عليه - در نجف به حدّى بود كه مرحوم گلپايگانى اسرارى را كه براى احدى فاش نمىساختند حتّى براى نزديكترين افراد عائله خود با ايشان در ميان مىگذاشتند .
جالب اينكه پس از مراجعت از نجف و اقامت در طهران روابط ايشان با همان بزرگى كه اين نويسنده او را از جمله عرفاء حقيقى در كتابش ذكر كرده است [ 1 ] به نحوى بود كه در جريان نشو و پيدايش انقلاب اسلامى ايران در سنوات حول چهل و دو نزديكترين فرد به ايشان به شمار مىآمدند و افرادى كه مىبايست در اين جريان حلقه اصلى و مركزى نهضت را به وجود آورند الزاماً از فيلتر انتخاب ايشان عبور مىكردند و فعاليّتهاى ايشان در آن سالها را هيچ فردى كه كمترين اطّلاعى از آن وقايع و حوادث داشته باشد نمىتواند انكار كند مگر از روى غرض و عناد .
مرحوم آية الله شيخ مرتضى مطهّرى - رحمة الله عليه - سالها جهت تربيت و تزكيه و دستگيرى به منزل مرحوم والد تشريف مىآورد و نصيب خود را برمىگرفت و اينجانب خود شاهد بودم كه در آن سالها حتّى براى رفتن به مسجد و ارتباط با افراد نيز از ايشان دستور و كسب اجازه مىنمود .
ارجاع مرحوم علامه طباطبائى بسيارى از افراد را به مرحوم علامه طهرانى رحمة الله عليه
هامش
[ 1 ] - مرحوم آية الله سيد روح الله خمينى رحمة الله عليه .