همين جهت حضرت لوط از ديدن آنان پريشان خاطر گرديد .
از اين آيات استفاده مىشود كه فرشتگان الهى واقعاً داراى بال نمىباشند و نيازى نيست كه ما آيه سوره فاطر را كه مىفرمايد : ملائكه داراى بالهائى دوگانه و سهگانه و چهارگانه مىباشند ، را به تأويلات بعيده و توجيهات غريبه تفسير نمائيم . خود آيات صراحت دارد كه حقيقت ملائكه از هيئتپذيرى به هيئت صورى برتر و بالاتر است . چنانچه در آياتى كه مربوط به نزول دو فرشته پروردگار بر حضرت داوود عليهالسّلام به صورت دو انسان ، شاكى و مدّعى عليه درآمده بودند اين مسأله به خوبى روشن و واضح مىشود كه مقصود از بال همان دارا بودن مظهريّت اسماء و صفات متعدّده الهى است كه با آن ظهور در عالم خارج اعمال نفوذ مىنمايند . و در نفس انسان گاهى به صورت انسان و زمانى به شكل پرنده و زمانى به حقيقت بدون صورت خود را مىنمايانند .
چنانچه اين تغيير و تبدّل در عالم رؤيا و در ارتباط با خصوصيّات روحى افراد گاهى به صورت انسان و گاهى به صورت حيوان براى انسان متمثّل مىشوند . چنانچه سيّدالشّهداء عليهالسّلام در واقعه كربلا به دو صورت اين قضيّه را در رؤيا مشاهده نمودند . يك بار افراد را با صورت ظاهرى و بار ديگر به شكل گرگهاى درنده [ 1 ] و هر دو نيز صحيح است .
از اينجا معلوم گشت كه تصوّرى كه رسول خدا در صورتبندى ملائكه در قرآن نموده است همان تصوّرى است كه انبياء گذشته داشتهاند بدون كمترين فرقى آنها در عين اينكه ملائكه را داراى بالهاى مختلف مىديدند گاهى همانها را به صورت آدمى نيز مشاهده مىكردند و همانطور كه رسول خدا از جبرائيل به ملكى كه داراى صدها بال مىباشد ياد مىكند در همان حال او را به صورت
هامش
[ 1 ] - لمعات الحسين عليه السّلام ، ص 37 .