قياس است مفهوم حيات كه به معناى استمرار بقاء يك شىء با خصوصيّت شعور و ادراك است . نتيجه اينكه اسماء كليّهء الهيّه كه اوّلين مرتبه بروز و ظهور آن حقيقت بالصّرافه كه لا يدرك و لا يوصف است مىباشند ، در سلسلهء قوس نزول به تعيّنات و تشخّصات مختلف بر حسب ميزان تجرّد مصداق منقسم و منتشر مىگردند . چنانچه اين مسأله در فلسفه متعاليه به اثبات رسيده است كه هر چه در عالم وجود صورت خارجى و تشخّص مىيابد داراى اين سه وصف ، علم و حيات و قدرت مىباشد .
در اينجا صحبت از ظهور خارجى و مصداق اين سه اسم در مراتب نازلهء وجود ، چه در عوالم مجرّده و چه در عالم ناسوت و مادّه است كه نه تنها در برهان فلسفى كه در آيات قرآن نيز به ظهور خارجى اين سه اسم در تمام موجودات تصريح شده است ، آنجا كه مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَىْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُم . [ 1 ]
« هر چه در عالم وجود تعيّن مىيابد به لحاظ همان شعور و ادراك و علم درونى خود ، تسبيح و حمد پروردگار را مىنمايد ولى چه سود كه شما از حقيقت و كنه اين مسأله بىاطّلاع و جاهليد . »
برخى از بىخبران چنين گمان زدهاند كه مقصود از تسبيح و حمد در موجودات فاقد شعور و ادراك عاميانه ، همان خضوع و تسليم غير ارادى نسبت به عوامل تكوين و ارادهء پروردگار است و اينكه در مقابل مشيّت خداوند در تصرّفات تكوينى قادر بر مقابله و معارضه نمىباشند و همه در تحت تسخير نيروى لايزال الهى بوده ، خود هيچ گونه قادر بر مخالفت نمىباشند ؛ غافل از اينكه اين مطلب با صريح آيات به صورتهاى گوناگون در اين باب منافات دارد .
هامش
[ 1 ] - سوره الإسرآء ( 17 ) قسمتى از آيه 44 .