تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
صلاح و خير و رشد بيان مىكند و اين قسم از هدايت با تفكّر و دقّت و سنجش جوانب مسأله و ترتيب قضايا و مقدّمات تفاوت دارد . طبيعى است كه هيچ مادرى حاضر نمىشود فرزند شيرخوار خود را حتّى در سخت‌ترين شرائط به درون دريا بيفكند و او را به دست امواج خروشان و متلاطم آن بسپارد . انداختن طفل شيرخوار به دريا ، يعنى اقدام بر هلاكت و نابودى طفل و كدام مادرى مىتواند خود را قانع سازد كه فرزند معصوم خود را اين چنين دست‌خوش بوار و نيستى گرداند گرچه براى خود مادر انواع خطرها و مشكلات در پيش رو باشد ؟ اين نيست جز اينكه خداى متعال بر قلب او اين چنين وحى فرستاد و او را به سمت هدف و آينده و برنامه تعيين شده از جانب خود راهنمائى كرد و صورت علميّه وقايع و حوادث آينده را بر او ممثّل و آشكار ساخت . اوّلين دستور و هدايت اينكه او را شير دهد تا طفل گرسنه نماند ، دوّم اينكه در صورت ترس و خوف از نابودى طفل به واسطهء فرعون او را به درون دريا بيندازد ، سوّم اينكه اين عمل را بدون ترس و نگرانى از حوادث دريا و بروز خطر در تلاطم امواج و صيد حيوانات بحرى و غيره ، انجام دهد و بداند كه ما كفيل و محافظ بر سلامتى و حيات او هستيم . چهارم اينكه بداند ، ما او را دوباره به او باز خواهيم گرداند و آغوش مادر را جهت حضانت و تربيت او مهيّا خواهيم ساخت . و بالأخره بشارت پنجم ، ما او را از پيامبران اولى العزم و صاحب كتاب و شريعت قرار خواهيم داد . تمام اين مطالب هيچكدام با عقل ظاهرى و قياسات منطقى و ترتيب مقدّمات و جريان عادى و طبيعى جور درنمىآيد . مخصوصاً آن بشارت آخر كه مبعوث شدن و وصول به مرتبه رسالت و پيامبرى است . يعنى اگر مادر حضرت موسى صد سال مىنشست و فكر مىكرد و ذهن خود را به هر جانب روان