كاملًا فهماند كه وجود من در آن منزل چقدر براى شما مايه بركت و خير بوده است و اكنون شما با اخراج و نمكنشناسى نسبت به من اين فرصت را از دست داديد ، در اين هنگام صداى خاصّى نمود و از پيش ما رفت و از منزل خارج شد و ديگر به منزل باز نگشت . و ما همچنان در زحمت و اذيّت اين حيوانات بوديم .
البته نظير اين داستان براى بسيارى از حيوانات ديگر نيز به طرق مختلف اتّفاق افتاده است كه همگى نشان از شعور و ادراك آنان نسبت به بعضى از مطالب و مسايل دارد .
الهام به زنبور عسل يعنى القاء خطّ و مشى زندگى و حيات
الهام و يا وحى كه خداى متعال از آن در وجود زنبور عسل ياد مىكند ، عبارت است از القاء خطّ و مشى زندگى و حيات او كه بر طبق آن به آن هدف و غايت از سير و خلقت او برسد و اين حيوان بر طبق همان فهم و ادراك با شعور و اختيار خود به آن سير تعيين شده و برنامه تنظيم شده از ناحيه حقّ تعالى ادامه مىدهد .
پس در اينجا مشاهده مىكنيم كه ترتيب اين مسأله از ناحيه خداوند و به ارادهء خداوند و به خواست و تقدير خداوند در وجود او قرار داده شده است و اين همان اراده و خواست ربوبى است كه خود زنبور عسل هيچ نقشى در ايجاد و پديد آوردن آن ندارد ، بلكه خود مطيع و منقاد آن مشيّت و تقدير و اراده است كه از جانب حقّ به او افاضه شده است ، و به واسطه اين افاضه به خصوصيّت گلها و گياهان معرفت پيدا مىكند و بين گياه مضرّ و مفيد فرق مىگذارد و به سوى گياهان مفيد هدايت مىشود و در ساختمان منزلگاه خويش به سبك و سياق برنامهء تدوين شده به نحو احسن اقدام مىنمايد ، تمام اين جريانات در وجود اين حيوان به صورت عينى و حسّى حضور و وجود دارد . و اين حقيقت مرتبهاى است از وحى كه نظير آن به نحو أعلى در برگزيدگان از انبياء و معصومين عليهمالسّلام وجود دارد .