تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
مجرّد » مىفرمود : « ما ديديم آخر تا كى بايد اين حقيقت مكتوم بماند و كسى از آن مطّلع نباشد ؛ سعى كرديم با اين تأليف شمّه‌اى از مطالب قابل بيان از ايشان را نقل كنيم . » يكى ديگر از تأليفات پيرامون بعضى از خُطَب و روايات وارده از حضرت سيّد الشهداء عليه‌السّلام بنام « لَمَعات الحسين » است با ترجمهء ايشان . كتابى هم دربارهء سير و سلوك بنام « رساله لبُّ اللُباب » دارند ؛ و بسيارى تأليفات ديگر ، از جمله « رسالهء سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم » و « رسالهء بديعة فى تفسير آية الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَآ أنْفَقُوا مِنْ أمْوَالِهِمْ » و « رسالة حول مسألة رؤية الهلال » و « وظيفهء فرد مسلمان در احياى حكومت اسلام » و « نگرشى بر مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبدالكريم سروش » و آخر آنها كتاب شريف « الله شناسى » است كه قرار بود حدود 10 جلد بالغ شود ولى پس از اتمام جلد سوّم تقدير و مشيّت الهى ديگر فرصت ادامهء تأليف را به ايشان نداد .

در تأليفات علّامه روح حيات و ارتباط معانى و مطالب با ضمير خواننده ملموس است

آنچه در مؤلّفات ايشان ملموس خواننده مىشود ، وجود روح حيات در اين قلم و ارتباط معانى و مطالب آن با ضمير و حقيقت نهفتهء در نفس آدمى است . خواننده خود را مأنوس و وجود خود را حاضر در قضايا مىبيند ، گويا وحدتى را بين دو وجود ذهنى و مابإزاء خارجى آن مشاهده مىكند ؛ كأنّ اينك علّامهء طهرانى است كه اين معارف را از زبان او و قلب او بازگو مىكند ، فلذا هيچگاه براى خواننده مملّ نمىباشد ، و تكرار آن موجب انبساط و نشاط مضاعف روح و نفس مىگردد . چنانچه مرحوم حدّاد مىفرمود : « مرحوم قاضى - رضوان الله عليه - فرمود كه من هشت بار كتاب « مثنوى » را از اوّل تا به آخر مطالعه كردم و هر بار مطلب جديدى عائدم گشت و افق جديدى از معارف برويم گشوده شد . » و ما همين مطلب را از اشعار