دواعى مختلف و يا از روى جهل و نادانى با اين اتّفاق و وحدت مخالفت ورزند ؛ چنانچه در موارد سيرهء عقلائيّه نيز مطلب به همين شكل است .
اختلاف ديگر بين مفهوم و مصداق اجماع با سيرهء عقلائيه اين است كه در سيرهء عقلائيه ارتكاز بر قضاياى فطرى و ملهَم از عقل نظرى است ، بخلاف مسائل اجماعى كه ممكن است بر وضع و اعتبارات استوار باشد ؛ مانند قوانين مدوّنهء حكومتى و يا احكام شرعى و يا آداب و رسوم موضوعه در يك سازمان و مجتمع .
بنابراين محور اشتراك و وحدت بين اين دو مقوله را در اتّفاق آراء و وحدت نظر بين افراد مىتوان يافت . و به تعبير ديگر مىتوان يك نوع عموم اطلاقى را در اجماع نسبت به سيرهء عقلائيه مشاهده كرد .
تأكيد آيات قرآن بر اجماع و وحدت كلمه
در قرآن كريم نسبت به مسألهء اجماع و وحدت در مسير و مرام و اتّحاد در كلمه تأكيدى بليغ و ابرامى اكيد گرديده است .
در سورهء أنفال آيه چهل و ششم مىفرمايد :
( وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرين ) . [ 1 ]
چنانچه مشاهده مىشود در اين آيه مسألهء اجماع بر كلمهء توحيد و متابعت از احكام شرع به عنوان يك اصل فطرى در بقاء هويّت و كيان مجتمع اسلامى تلقّى گرديده است . بنابراين وحدت كلمه و اتفاقى كه نه بر اساس ضروريّات شرع و قوانين منزّلهء من عند الله بوده باشد قطعاً از جانب شارع محكوم و باطل خواهد بود ، زيرا ملاك صحّت و اتقان طريق فقط و فقط تطبيق عمل با خواست و ارادهء خدا و رسول او مىباشد نه بر منويّات و سليقههاى شخصى و خواستهاى افراد ؛ و بر همين اساس خداى متعال اتّفاق امّت و وحدت كلمه را بر اطاعت از
هامش
[ 1 ] - سوره الأنفال ( 8 ) آيه 46