تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
چند نفر و يا در بين يك قوم ؛ چنانچه از آيات فوق به دست مىآيد . در آيهء شريفه خداى متعال از كيفيّت تحقّق اجماع بر رأى و مرام چنين مىفرمايد : ( وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامى وَ تَذْكيرى بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّة ثُمَّ اقْضُوا إِلَىَّ وَ لا تُنْظِرُون ) . [ 1 ]

تشابه مفهوم اجماع با سيرهء عقلائيّه

آنچه از تتبّع موارد اجماع و مصاديق آن به دست مىآيد تشابه و تقارب بسيارى است كه اين مفهوم با مفهوم بناء و سيرهء عقلائيّه دارد ؛ منتهى با اين تفاوت كه موارد مجمعٌ عليها ، هم در مبانى و آراء متّفقٌ عليها در بين ملل و اقوام يافت مىشود ، هم در بين يك جمعيّت محدود و هم در ضمن يك فرد ، چنانچه در لغت به اين مسأله تصريح شده است . امّا بناء و سيرهء عقلائيه صرفاً به قضايا و آراء و تصديقاتى اطلاق مىشود كه فرد خاصّ و يا قوم خاصّ و يا زمان و مكان خاصّى در تنجّز و حجّيت و إبرام آنها هيچ نقشى نمىتواند داشته باشد ، و فقط آنچه موجب پيدايش و تكوّن آنست همان عقل عملى حاكم بر عقلاء قوم و افراد مبرّز و وجيه و شاخص آنست ، و آن اختصاص به قومى دون قومى ندارد ، زيرا عقل عملى واحد است و احكام و قضاياى حاصله و منتجهء از آن يقينيّه مىباشد ؛ گرچه در مصاديق و موارد اين قضايا ممكن است در بين ملل و اقوام مختلف اختلافاتى وجود داشته باشد ، نظير احترام به ما فوق و ذوى الحقوق كه ممكن است در بين اقشار مختلف ناس تفاوت و اختلاف وجود داشته باشد . بناءً عليهذا حقيقت وجود اجماع را اتّفاق و وحدت آراء عقلاء و ذوى البصائر هر قومى تشكيل مىدهد ، گرچه ممكن است افرادى خارج از اين حيطه به
هامش
[ 1 ] - سوره يونس ( 10 ) آيه 71