تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

تأثير عرف جاهلى اجتماع بر احكام و قوانين جامعه

و امّا سرّ مسأله و اصرار خداى متعال بر عدم انقياد و تقليد از عرف جاهلى اجتماع اين است كه : عقول ضعيفهء بشرى از آنجا كه قادر بر تشخيص مصلحت كلّى و ادراك قضاياى حقيقيّه بواسطهء تعلّق به كثرات و انغمار در اهواء دنيّه و ظواهر جاذبه دنيويّه نمىباشند ، ملاك صحّت و اتقان يك مسأله را بر اتّفاق اكثر و اشتراك نظريّه اكثريّت افراد جامعه مىدانند ؛ و هر چه بر تعداد متّفقين افزوده گردد ، بر اتقان و إحكام مسأله مورد نظر در نزد عوام افزوده خواهد شد ؛ تا جائى كه ملاك و مناط در احكام و قوانين صرفاً بر محوريّت آراء اكثريّت جامعه قرار مىگيرد و مخالفت با اين اصل را حتّى در انديشه و فكر خود - تا چه رسد به مقام ظاهر و عمل - نفى مىنمايند ؛ و كانّه قيام و اقدام عليه سنن و آداب اجتماعى را يك ذنب لا يُغفر بشمار مىآورند . و در اين جا است كه با اين طرز تفكّر و انفعال نفسانى ، ديگر قدرت تفكّر و اختيار احسن و اصلح و انتخاب از فرد گرفته مىشود و خواهى نخواهى در اخذ مبانى و اتّخاذ تصميم صحيح ، خود را مقلّد و منقاد نظريّات و آراء گذشتگان مىيابد و جرأت مخالفت با آن را بر خود حرام مىپندارد . و همينطور اين حركت نامطلوب از جيلى به جيل ديگر و از قرنى به قرن ديگر منتقل مىشود ، بدون آنكه هيچ اصل و منشأ منطقى براى آن يافت شود . خداى متعال در اين آيات ، تكامل و بلوغ به فعليّت حيات را در انسان به عنوان بالاترين و راقىترين اصل و هدف در خلقت او مطرح كرده است ، و وصول به اين مقصد اعلى و غايت قُصوى را جز در متابعت از دستورات و قوانين الهى نمىداند ، و هرگونه تنازل و عقب نشينى از اين اصل حياتى و سنّت غير قابل تغيير و تبديل را جز بطلان حيات و خسارت غير قابل جبران و بوار و هلاكت به حساب نمىآورد ؛ و اين است رمز حيات و اصل تكامل كه تمام احكام عاليه اسلام بر اين محور قرار گرفته است .
اجماع (فارسى) — صفحة 25 | السيد محمد محسن الطهراني