عليهالسّلام دارند ، ليكن كلام در كيفيّت انكشاف و نحوهء طريقيّت آنست ، و هيچيك از فقهاء سلفاً و خلفاً قايل به موضوعيّت و استقلال آن نبوده ، و در صورت عدم كشف هيچ ارزش و اعتبارى را براى آنان قائل نمىباشند . ما نيز نسبت به جهت و حيثيّت كاشفيّت همين عقيده و نظر را داريم ؛ و اگر چنانچه از اجماعى بواسطهءقرائن و شواهد متقنه و موجبهء يقين و اطمينان براى فقيهى اين جهت محرز گردد شكّى نيست كه بايد به آن ملتزم ، و انصراف از آن بالبداهة من الوجدان شرعاً حرام مىباشد . ليكن بحث و تمام كلام در انطباق صغرى و صدق مصداق است ، كه در صورت عدم انطباق و قصور دلالت شكّى در لغويّت و بىاعتبارى آن باقى نمىماند ، مانند ساير طرق و امارات ؛ و اين مسأله در غير اجماع نيز وارد است ، و چه بسا انسان از مشاهده و وجدان موضوعى و يا طريق به حكمى از احكام با لحاظ اقتران به شرائط و قرائن خارجيّه علم به صحّت آن موضوع و يا حكم و كشف رأى و نظر امام عليهالسّلام پيدا مىكند ، و اين مسأله در باب حجّيت علم ذاتاً لا اعتباراً و تنزيلًا به اثبات رسيده است .
تاسعاً : لحاظ موقعيّت تقوى و ورع و شؤون فقهيّه و عظمت و بزرگوارى فقهاء بزرگوار رضوان الله عليهم اجمعين از صدر مقام إفتاء تا كنون نبايد موجب تنزّل حيثيّت علمى و اجتهادى ادلّه نسبت به احكام الله و مسائل فقهى و روايات و حجج شرعيّه گردد . اجتهاد در فرهنگ شيعه بر محور اتقان و إحكام و حرّيت در تفكّر و بذل اقصى مراتب جدّ و جهد در استنباط إحكام از مدارك معتبره و مدوّنه است ، و در اين راستا هيچ مرز و حدّى را جز تمركز و توجّه به منابع وحى و مبدأ تشريع نمىشناسد . رعايت ادب نسبت به ساحت بزرگان و حَمَلهء شرع بجاى خود ممدوح و محفوظ ، و متابعت و انقياد محض بر محوريّت ولايت اهل بيت عصمت به نحوى كه هيچ هدفى جز تبيين مبانى نورانى آنان و هيچ مقصدى جز اظهار و اعلان و تبليغ مكتب و مرام آنان نبايد باشد نيز همواره
اجماع (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٠٩