وجههء حركت و سكون و تفكّر يك عالم دينى و فقيه اين مكتب بايد واقع شود .
ايراد بر مجامع فقهى در تأسيس اصل نمودن ، قبل از ورود به بحثهاى فقهى
من باب مثال از جمله مطالبى كه سزاوار تذكّر و تنبّه در مجامع فقهى و مدارس اجتهاد و فقاهت است اينكه : قبل از ورود در بحثهاى فقهى و فحص از ادلّه و حجج شرعيّه ، اوّلًا بلا اوّل ، فوراً استاد به سراغ تأسيس اصل حاكم رفته و با اين فرض كه در صورت قصور و عدم تماميّت دليل نوبت به چه اصلى و قاعدهاى مىرسد ، و بدون بحث و غور در نفس ادلّه ، از اوّل ذهن و فكر طالب و قارى را به سمت و سوئى سواى طريق و مسير اصلى اجتهاد و استنباط مىكشانند ، و هنوز او را نسبت به ادلّه و مبانى آشنا نكرده بذر خلأ حكمى و قصور دلالت دليل را در ذهن و نفس او غرس نموده ، فكر و ذهن او را از مسير اصلى منحرف مىنمايند و نمىگذارند كه محصّل از اوّل آنطور كه بايد و شايد با اصول حقائق احكام و ملاكات شرعيّه انس و الفت پيدا كند ؛ و چه بسا اگر از اوّل به همان نحو صحيح و مسير منطقى خود وارد مىشد به نظرى و رأيى سواى رأى و نظر انتهائى در صورت اوّل دست مىيافت .
بيان حقائق نورانى تشيع هيچ حدّ و مرزى نمىشناسد ؛ حدّ و مرز او جهل و خرافات و اوهام و تخيّلات است . حدّ او عناد و عصبيّت و انانيّت و خودباختگى در قبال شخصيّتهاى كاذب در مقابل شخصيّت امام عليهالسّلام است . حدّ او ترس و خوفِ از دست دادن منافع و مصالح دنيوى و عالم غرور و ضلالت است . براى يك عالم شيعى و فقيه مكتب اهل بيت عليهمالسّلام فقط امام معصوم عليهالسّلام حجّيت و سنديّت دارد و بس ! و تمامى علماء و فقهاء رضوان الله عليهم از صدر اسلام تا انتهاى عالم شرع و تكليف ريزهخوار سفرهء لايتناهى امام صادق عليهالسّلاماند ، و فقط چشم اميد بر آن آستان دارند و عنايت و لطف و كرامت از آن درگاه مىطلبند و بس !
در نزد يك عالم شيعى تمام شخصيّتها به هر مقدار و هر مرتبه در قبال