« خداى متعال ياد خودش را موجب جلاء و شفّافيّت قلبها قرار داده است ( و كسى كه ياد خدا را در وجود خود قرار نداده است قلب او را زنگار كدورتها و حقدها و انانيّتها و كبر و ريا فرا خواهد گرفت . ديگر آن قلب نور ندارد و حقائق را كج و معوج درك خواهد كرد و به شفّافيّت و روشنى خود آن حقائق را ادراك نخواهد كرد ) تا گوش جانت پس از ناشنوائى شنوا گردد ، و چشم بصيرت قلوب پس از نابينائى بينا گردد و پس از عناد و استكبار و خودخواهى و بلندطلبى رام و منقاد گردد .
( در اين عبارات حضرت گوش و چشم و قلوب همهء افراد را فاقد ارزش و اعتبار قلمداد مىكند ، و آن دلهائى را كه توجّه به حقّ در ضمير و سرّ آنها تثبيت نگرديده است ، مرده و بدون شعور و ادراك مىداند و تمام حقيقت و اعتبار قلب را جنبه توجّه و جهت او به سمت توحيد دانسته است ؛ و مسلّم است كه ذكر ظاهرى و گردش تسبيح و تسلسل در اوراد و اذكار موجب حصول اين مرحله و موقف نخواهد شد . و چهبسا افرادى چون خوارج نهروان كه قرآن را آويزه سينه خود كرده بودند و دائماً اصوات آنان به كلام الهى بلند بود و با آيات قرآن براى امور روزمرّه خود شاهد و مثال مىآوردند ، ولى قلوب آنان همچو ليل مظلم و شب ظلمانى تاريك و سياه بود .
مقصود از كلام مولى عليهالسّلام انغمار قلوب و ضمائر اين افراد در حقيقت توحيد و ذات احديّت است كه در اين صورت حقيقت ياد و ذكر پروردگار با روح و جان آنها عجين شده است و چون شير و شكر درهم آميخته است و يك وحدت و عينيّت را بوجود آوردهاند ؛ نه اينكه مقصود اين باشد همين افراد عادى با همين افكار و تخيّلات مادّى و همين روشهاى لهو و لعب متناسب با عالم غرور و عالم دنيا چنانچه به ياد و ذكر الهى بپردازند قلوب آنان جلاء و صفا پيدا مىنمايد و حجب غيب از ديدگان ايشان كنار ميرود و به حقائق اسرار
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٩٧