وصيّتنامه مرحوم قاضى رضوان الله عليه
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه الذى لا يَبقى إلّا وجهُه و لا يَدوم إلّا ملكُه
و الصّلوةُ و السّلام على خاتَم النبيّينَ الّذى هو البحرُ و الأئمّة الأطهارِ من عترَتِه جِواريه و فُلكه
صلّى الله عليه و عليهم و سلّم ما سُلِك سُلكَه و نُسكَ نُسكَه
و بعد : وصيّت از جملهء سنن لازمه است ، و بندهء عاصى علىّ بن حسين الطباطبائى چندين مرتبه وصيّتنامه نوشته است ، و اينكه در اين تاريخ كه روز چهارشنبه دوازدهم ماه صفر سنهء هزار و سيصد و شصت و پنج 1365 است ، ناسخ همهء آنها است . و اين وصيّتنامه دو فصل است : يك فصل در امور دنيا ، فصل ديگر در امور آخرت است .
مقدّم داريم ذكر دنيا را چنان كه حقّ تبارك و تعالى در خلقت و ذكر آن را مقدّم داشته است .
پس مىگويم كه : وصىّ و جانشين بنده در امور دنيا علويّه محترمه امّ ابيها دختر بزرگم كه ديانت و عدالتش درست است ؛ مُعزَى إليها وصىّ است كه كارهاى بنده را بعد از وفات به دستيارى نور چشمان : ميرزا محمّد تقى و ميرزا مهدى حفظهما الله بجا بياورد ؛ هر چه علويّه بگويد ، ايشان و غير ايشان قبول نموده اعتراض ننمايند . . .
فصل دوّم در امور آخرت است و عمدهء آنها توحيد است ؛ خداى تعالى مىفرمايد : ( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) . [ 1 ]
و اين مطلب حقيقتش به سهولت به دست نمىآيد . و از اولادهاى بنده كسى تا حال مستعدّ تعليم آن نديدهام ، و از رفقاء هنوز وصىّ امور آخرتى معيّن نكرده است كه شما را به پيروى او امر كنم . عجالتاً اين شهادت را از بنده تحمّل نمائيد .
هامش
[ 1 ] - سوره النّسآء ( 4 ) صدر آيه 48 و 116