تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
در اينجا مناسب مىبينم قضيّه‌اى را كه براى خود حقير در ارتباط با اين بلدهء طيّبه و انفاس ملكوتى اين بىبى معظّمه اتّفاق افتاده است نقل كنم تا دوستان و رفقاء و خوانندگان گرامى متوجّه باشند اين مسائل يك قضاياى اعتبارى و توهّمى و من‌درآوردى نيست ، بلكه حقيقتى است متقَن و حادثه‌اى است تكوينى و واقعى . چند سال پيش براى حقير سفرى به يكى از كشورهاى آفريقائى پيش آمد و برخى از دوستان كه در آنجا سكونت داشته و يا به آنجا مىآمدند از بنده دعوت كردند به آنجا بروم . بنده نيز روى مصالحى اين دعوت را پذيرفتم و به دنبال مقدّمات حركت برآمدم . از آنجا كه مسير از يكى از كشورهاى حوزه خليج مىگذشت ، قرار شد دو سه روزى در آنجا توقّف و سپس به ادامه سفر بپردازم . امّا پس از ورود به آنجا چنان حال قبض و كدورتى در خود مشاهده كردم كه از ترتيب و تنظيم سفر به اين شكل پشيمان و نادم گشتم ، و فقط در اوقاتى كه در منزل و يا به مسجد مىرفتم اين حال بر طرف مىشد ، و به مجرّد اينكه پا از مسجد بيرون مىگذاشتم دوباره اين حال كدورت و قبض عارض مىگشت ؛ و لذا بنا را بر اين گذارده بودم كه حدّاكثر اوقاتم را در مسجد و يا منزل بگذرانم و از آنجا خارج نشوم . و دائماً در اين احساس بسر مىبردم كه هر چه زودتر امَد و مدّت اين سفر مقطعى بپايان برسد و بسوى كشور مقصد حركت كنم . پس از مراجعه به دفتر فروش بليط براى تثبيت آن متوجّه شدم كه از ابتداء اشكالى در بليط ما بوده است و براى رفع آن حدّاقل چهار روز بايد اضافه در آنجا بمانم . تحمّل اين مسأله آنچنان بر من دشوار شد كه ديدم اصلًا نمىتوانم بيش از اين ، اين حالت را بر خود تحميل نمايم . و لذا با فرستادن نامه براى دوستان انصراف خود را از اين سفر اعلام و آن را موكول به فرصت و مجال ديگر نمودم ، و فوراً براى مراجعت به ايران به يكى از دفاتر فروش مراجعه كردم ؛ پاسخ دادند كه در عرض دو ساعت ديگر طيّاره