كه شهر قم را با وجود مرقد بىبى دو عالم و با وجود قبور مطهّر اولياى الهى ( چنانچه حضرت حدّاد بدان اشاره فرمودند ) به ظلمت و تاريكى فرو مىبرد ؛ و هر شهرى كه رفقاى من و پشتيبانان من و موافقين من در آن حضور داشته باشند محلّ نزول ملائكه و جلب فيوضات ربّانيه و انفاس ملائكه قدسى و نفوس عرشى مىباشد ، گرچه پاريس و لندن و نيويورك باشد ! !
اين همان چيزى است كه مرحوم والد رضوان الله عليه راجع به آن شخص و شاگرد مرحوم قاضى رحمة الله عليه فرموده بودند .
عزيز من شهر قم كدورت و ظلمت ندارد ، ظلمت از جاى ديگر است . شهرى كه در او فاطمه معصومه سلامالله عليها آرميده است كجا كدورت و ظلمت دارد ؟ ! قم حرم اهل بيت است و مأواى ملائكه و نفوس عاليهء ملكوتى است ، اين جا كجا و ظلمت كجا ؟ خاك اين بلده طيّبه را بايد طوطياى چشمان رمد ديده و دوبين خود بنمائيم تا مگر از بركات غبار آن شفائى حاصل شود .
شهر مقدّس قم در نورانيّت تالى تلو نجف اشرف است
روزى به اتّفاق حضرت والد قدّس سرّه به محضر مرحوم علّامه طباطبائى رحمة الله عليه در طهران رسيديم . يكى از حضّار كه از معاودين عراق بود در آن مجلس حضور داشت . مرحوم علّامه طباطبائى از آن شخص راجع به پدرشان كه در نجف سكونت داشتند و بهيچوجه حاضر نشدند كه نجف را ترك كنند و به ايران آيند و در قم سكونت اختيار نمايند ، سؤالاتى نمودند و فرمودند : چرا ايشان به قم نمىآيند و با اين شرائط بسيار سخت تحت حكومت جائرانه بعث ، عراق را ترك نمىكنند ؟ ايشان اظهار داشتند : پدرم شرم و حيا مىكند كه از كنار مرقد مولى أميرالمؤمنين عليهالسّلام به جاى ديگرى هجرت نمايد ؛ و اين مسأله را خلاف ادب و مبانى تولّى مىداند . مرحوم علّامه طباطبائى فرمودند : خير اينطور نيست ! ولايت يكى است ، نجف و قم ندارد ، هر دو يكى است و فرقى نمىكند ، چه در آنجا و چه در اينجا .