بيت را دوستان و تلامذهء ايشان شنيده بودند :
هزار دام به هر گام اين بيابان است * كه از هزار هزاران يكى از آن نجهند
تربيت استاد كامل موجب از بين رفتن نفس و شوائب نفسانى خواهد شد ، و در غير آن اين غرض و غايت حاصل نخواهد گرديد . و از اينجا بدست مىآيد كه دستورات و فرامين فردى مىتواند از ناحيه پروردگار مورد وثوق و اطمينان باشد كه بالكليّه از نفس و شوائب آن عبور نموده باشد و صرفاً با لقلقهء لسان بيان نشود ، و اطوار زاهدانه و عوامپسندانه را در پى نداشته باشد . در اين مرتبه است كه انسان به كلام آن شخص اطمينان و اعتماد خواهد كرد ، و مىتواند آن را اسوه و نصبالعين امور و برنامه خود قرار دهد . و در غير اين صورت بايد با احتياط به او توجّه كند و دربسته و سربسته آن را بديدهء قبول ننگرد ، بلكه در اطراف آن تأمّل كند و بينديشد ؛ زيرا هر قدر مسأله خطيرتر و حياتىتر باشد طعمه مناسبتر و دام مهيّاترى براى نفس و دخل و تصرّفات آن خواهد بود .
قلم زدن در شرح مقامات عرفا از افرادى چون علّامه طهرانى ساخته است
تا اينجا مطالبى كه گذشت تا حدودى شرح حالات و مقامات عارف و اصل و ولىّ كامل حضرت حقّ در مقام ثبوت بود . و اين قلم را گزير و گريزى نيست كه به عجز خود در توضيح و تبيين اين مقام اعتراف نمايد ، زيرا شرح اين مرتبه از عهدهء خامهء اين حقير خارج است و قلم زدن در اين عرصه را فردى بايد به عهده گيرد كه خود با تمام شراشر وجودش به حقيقت حقّهء حضرت حقّ متحقّق شده باشد و مراتب تجرّد و توحيد را تا مرحله فناء ذاتى و انمحاء بالكليّه در ذات اقدس حىّ متعال حاصل نموده باشد ؛ و اين مرتبه كجا و من مسكين مستكين عاطل و باطل و سراسر نقص و عيب و شين كجا .
بيان اين مهمّ از عهده خامهء درر بار حضرت سيّدنا الاستاد علّامهء والد روحى فداه بر مىآيد و بس ، كه كتابى در شرح احوال و مراتب توحيدى استاد بزرگوار خويش حضرت حدّاد رضوانالله عليه برشته تحرير درآوردند ؛ و وقتى