حضرت حقّ به تمام المعرفة و كمال المعرفة بر حسب طاقت و توان هر شخص نبوده باشند ، ديگر اين بيانات و كلمات توحيدى معصومين نعوذ بالله لغو نمىباشد ؟
و از اين گذشته : با توجّه به اين محدوديّت معرفتى و شناخت بسيط و عاميانه نسبت به ذات پروردگار ، اگر فردى بيايد و شبههاى را در مسأله توحيد براى شما بوجود آورد چه جوابى خواهيد داد ؟ آيا شما مىتوانيد با اين شناخت كودكانه از ذات پروردگار شبهه ابن كمونه را در تشكيك مسأله توحيد پاسخ بگوئيد ؟ و بدون تعلّم و تدرّس مبانى حكمت از عهدهء اين شبهات عجيب و غريب از دهريّين برآئيد و به دفاع از اسلام و فقه و فقاهت و حوزههاى علميّه خود برآئيد ؟ حوزهء علميّهاى كه نهايت اهتمام خود را بر صحّت صلوة با قرائت صحيح حمد و سوره قرار داده است ، چه فكرى براى مشروعيّت خود در قبال اين شبهات و اشكالات نموده است ؟ آيا اين طرز فكر و اين مبنى مىتواند پاسخ ملحدين و دشمنان تا بن دندان مسلّح به حربهء الحاد و كفر و خداستيزى را به نحو شايسته و بايسته و قاطع و دندانشكن بدهد ؟ و آيا حوزهء تدريس شما آمادهء پذيرائى از اين شبهات و مطالب الحادى مىباشد ؟ و اگر هست به چه طريقى و چه راهى مىخواهد مقابله كند ؟ آيا با كتب فقهى و اصولى بايد به اين مهمّ پرداخت ، و دفع اين آفات و بلايا نمود ؟ در اينجا قضاوت را به عهدهء خوانندگان و اهل بينش و درايت مىسپاريم .
در مكتب اهل بيت هيچ حدّ و مرزى براى تكامل علمى و روحى وجود ندارد
امّا در مكتب أهل بيت عليهمالسّلام مسأله اينطور نيست و مطلب از زمين تا آسمان فاصله دارد . در مكتب اهل بيت براى معرفت حدّى تعريف نشده است . حدّ يعنى ذات پروردگار ، يعنى كمال مطلق ، يعنى غايت الغايات ، يعنى اندكاك در ذات حضرت حقّ و فناء در ذات او و محو و نيستى در حقيقت وجود كلّى و بالصّرافهء حقّ ، يعنى بيرون آمدن از شوائب كثرت و دوئيّت و ماهيّت و پيوستن به ذات لايتناهى ؛ اين حدّ معرفت است .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٣٣