ايشان بود ، و پدر آنها مردى صالح و درستكار بود ؛ ارادهء پروردگار بر اين تعلّق گرفته بود كه پس از آنكه به سنّ رشد و صلاح رسيدند زمين را بشكافند و گنج را خارج سازند و مشمول رحمت و رأفت پروردگار گردند . و اين امور را از پيش خود انجام ندادم ؛ بلكه اراده و مشيّت حضرت حقّ بود كه اينچنين جلوه نمود و موجب اعتراض و پرخاش تو گرديد ! اين بود علّت غائى و رمز آن كارهائى كه نتوانستى آنها را تحمّل كنى و خويشتندار باشى . »
در اين آيات شريفه از يكى از اسرار و رموز توحيد پرده برداشته شده است ؛ و عجيب است با اينكه در قرآن كريم حقائق توحيدى و اسرار مبدأ هستى با يك ظرافت خاصّ ( در قالبهاى ادبى و چه بسا فنّى و تخصّصى ) مطرح شده است ، ولى در اين آيات بسيار صريح و روشن كيفيّت نزول اراده و مشيّت حضرت حقّ بدون هيچ پردهپوشى و رودربايستى و رعايت ميزان اختلاف مراتب عقول مشافهين تشريح شده است .
نكات قابل دقّت در داستان موسى و خضر عليهما السّلام
اوّلًا : آيه دلالت دارد كه ناظر بر اين جريانات فقط حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليهالسّلام بوده است نه آن رفيق همراه ؛ حالا چه سرّى در اين مسأله است خدا عالم است . آيا آن فرد قادر بر ادراك اين مطالب نبود و نفس او قدرت هضم و حلّ اين مشكلات را حتّى پس از توضيح حضرت خضر على نبيّنا و آله و عليهالسّلام نداشت ؟ يا اينكه مطلب براى او روشن بوده و احتياجى به همراهى با آنها نداشته است ؟ و يا اينكه حضرت موسى مىخواسته تنها به رموز و اسرار برخى از حقائق توحيدى دست يابد و مرافقت با او را مخلّ اين جريان احساس مىنمود ؟ اينها مطالبى است كه پاسخ آن را فقط از علّام الغيوب بايد طلبيد .
ثانياً : اين جريان بين حضرت موسى و حضرت خضر واقع شده است ، و حضرت موسى پيامبر اولواالعزم بوده و صاحب شريعت و كتاب است ، و حضرت