( قالَ هذا فِراقُ بَيْنى وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً * أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَتْ لِمَساكينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْباً * وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً * فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً * وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتيمَيْنِ فِى الْمَدينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرى ذلِكَ تَأْويلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ) [ 1 ] .
« آن عبد صالح در اين هنگام گفت : زمان آن فرا رسيده است كه بين من و تو جدائى افتد ؛ و اكنون ترا بر رموز آنچه كه مشاهده كردى و نتوانستى از اعتراض خود جلوگيرى كنى آگاه مىكنم .
امّا از مسأله كشتى و شكستن آن ترا خبر دهم كه : اين كشتى متعلّق به عدّهاى از فقرا و بيچارگانى بود كه سرمايههاى خود را روى هم ريخته و با آن در دريا به كسب و كار اشتغال داشتند ، و حاكمى ظالم در كمين بود كه آن را از ايشان غصب كند و به زور بستاند ، و من آن را معيب و ناقص كردم تا او منصرف شود .
و اما داستان آن نوجوان و كشتن او بدين جهت بود كه : او داراى پدر و مادرى مؤمن و درستكار بود ، و ما ترسيديم كه اگر بزرگ شود آنانرا به طغيان در برابر پروردگار و كفر و سركشى وا دارد ، و ما خواستيم كه خداوند بهتر از او را از جهت رحميّت و پاكى نصيب ايشان گرداند .
و اما اصلاح ديوار بدان جهت بود كه : آن ديوار متعلّق به دو طفل نورسى بود كه پدرشان را از دست داده بودند ، و در زير آن ديوار گنجى نهفته از آنِ
هامش
[ 1 ] - سوره الكهف ( 18 ) آيات 78 الى 82