چنين تصوّر مىكرد كه از طرف حضرت مأمور است در شهرها و قرى گردش كند و مردم را به ظهور قريبالوقوع بشارت دهد و آنها را به حركت درآورد .
يكى از مهمترين آفات طريق ظهور مكاشفات شيطانى و منامات كاذبه است
و لذا ايشان در دهات اطراف زنجان شروع كرد به تبليغ و تحريك مردم و ايجاد سر و صدا و خطابههاى آتشين ، و اگر چنانچه فردى با او به مخالفت برمىخاست بشدّت با او برخورد مىنمود ؛ غافل از اينكه تمام اين هيجانات و حرارتها و شوقها از ناحيه شيطان برخاسته و از وساوس ابليس نشأت گرفته است .
از اين قضيّه ماهها گذشت و او همچنان آلت دست شيطان از اين طرف به آن طرف مردم را براى ظهور به حركت در مىآورد و اعلام مىكرد : من از جانب امام زمان عجَّلالله فرجَه الشّريف مأمورم كه اين مطلب را به شما اعلام كنم ، و بدانيد كه عنقريب حضرت ظهور خواهند كرد .
داستان مكاشفه خيالى مرحوم آخوند ملّاصادق سريزدى
تا اينكه روزى همان نداى باطنى و به عبارت ديگر همان امام زمان دروغين به او امر كرد كه فردى را به قتل برساند ؛ فرد بيگناهى كه هيچ فعل خلافى از او سر نزده بود . مرحوم حاج ملّا آقا جان در اجراى اين دستور مماطله و مسامحه مىنمايد و براى او شكّ و ترديد نسبت به اين مسأله رخ مىدهد . تا اينكه روزى كنار چشمه آبى در حومه زنجان نشسته بود كه ناگاه شيطان بر او مجسّم مىشود و مىگويد : آنكه تا به حال به تو امر مىكرد كه دعوت به قيام و حركت مردم كنى من بودم ؛ ولى از آنجا كه تو دائماً به حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام متوسّل مىشدى اين مسأله موجب شد كه از دام من نجات پيدا كنى . ( 1 )
هامش
1 - و نيز مرحوم حجّة الاسلام آقا مير سيّد على مدرّس يزدى ، متوّفى در سال 1329 هجرى قمرى ، از تلامذهء مجدّد شيرازى در كتاب « الهام الحجّة » ص 603 ، ط 1346 مىنويسد :
« از جماعت كثيره مسموع شد به نقل از مرحوم آخوند ملّا صادق سريزدى ، و از آن جمله استاد معظّم عالم عامل و فاضل كامل و عارف زاهد محقّق الحاج ميرزا سيّد حسين وامق