اين صورت يا به كمتر از آنچه كه بايد بپردازد دستور داده ، و در اين صورت استعداد او را خفه كرده و رشد او را متوقّف نموده و عمر او را تضييع كرده است و اين خود چه بسا موجب بروز صدمه و مفاسدى خواهد شد ، و يا بيش از ظرفيّت و توان او بر او تحميل كرده كه خطرات و آفات در اين صورت بسيار جدّىتر و مصيبتبارتر است .
در دستورات سلوكى اگر شرائط روحى سالك در نظر گرفته نشود خطر حتمى است
مرحوم حدّاد رضوان الله عليه مىفرمودند : شخصى در نجف اشرف به خدمت مرحوم آقا سيّد مرتضى كشميرى رحمةالله عليه رسيد و از ايشان تقاضاى دستور و ذكر نمود . ايشان او را به داخل سرداب برد و خطّى در روى زمين به دور او كشيد و گفت : از اين دائره خارج مشو ، و به ذكر لا إله إلّا الله تا هنگام غروب آفتاب مشغول باش !
آن شخص مشغول ذكر شد ؛ و چون حدود نيم ساعتى از اشتغال او گذشت ، ناگهان اجنّه به صورت حيوانات و حشرات در برابر او ظاهر شدند . اوّل به صورت حشرات ريز ؛ اين حشرات مىآمدند تا نزديك خطّ كه مىرسيدند به داخل دائره وارد نمىشدند . تا اينكه تمام سطح سرداب از اين حشرات مملوّ شد . ترس و اضطراب تمام وجود او را فرا گرفت ولى طبق دستور استاد همينطور به ذكر ادامه داد ، تا اينكه آنها كمكم محو شدند و ديگر چيزى مشاهده نمىشد . ولى طولى نكشيد كه اينبار به صورت عقرب ظاهر شدند و همينطور رو به تزايد گذاشتند تا تمام سطح سرداب مملوّ شد ، به استثناء دائره . وحشت و اضطراب عجيبى براى او پيدا شد و چيزى نمانده بود كه سكته كند ؛ ولى هرطور كه بود بر ترس خود غلبه كرد تا ساعتى به همين كيفيّت گذشت و آنها هم كمكم رفتند و ديگر چيزى در سرداب نماند . باز مدّتى نگذشته بود كه اينبار مارها به سرداب حمله كردند ؛ مارهاى بس كريه و ترسناك . ترس و وحشت اينبار چنان بر وجود او غالب گشت كه بكلّى ذكر را فراموش كرد و همينطور خود را در انتظار مرگ