مرحوم والد نيز از طرق مختلفه جهت تثبيت فتواى خود وارد شده و به احتجاج مىپرداختند ؛ ولى با توجّه به گرمى هواى تابستان و كهولت سنّ و عدم مناسبت حال مرحوم گلپايگانى ، مرحوم والد بحث را تمام نموده و ديگر پيگيرى ننمودند و از مطالب ديگر سخن بميان آمد .
از اين ملاقات يك هفتهاى گذشت . روزى مرحوم والد اخوى بزرگتر حقير و خود بنده را طلبيدند و فرمودند : من راجع به جواز احرام از محاذات ميقات مقالهاى فقهى نوشتهام و الآن روى ميز است ، برويد و آن را مطالعه كنيد و نظر خود را براى من بياوريد . اخوى مكرّم رفتند و رساله را برداشتند و پس از مطالعه به من ردّ نمودند ؛ بنده نيز آن را به دقّت مطالعه نمودم و آن را سر جاى خود گذاردم .
دو روز بعد كه هر دوى ما خدمت مرحوم والد بوديم ، ايشان رو كردند به ما و فرمودند : رسالهء مذكوره را مطالعه كرديد ؟ عرض كرديم : بلى . سپس رو كردند به اخوى و فرمودند : نظر شما در اين مسأله چيست ؟ ايشان اظهار داشتند : حقّ با شما است و مطلب بر اساس ادلّهء شما تمام است و جاى هيچ إن قُلتى نمىباشد .
در اين هنگام مرحوم والد به من فرمودند : نظر شما در اين باره چيست ؟ حقير عرض كردم : من هنوز ادلّه مخالفين را مطالعه نكردهام و لذا نمىتوانم فعلًا راجع به رسالهء شما اظهار نظر كنم !
مرحوم والد قدّس سرّه يك مرتبه رو كردند به اخوى مكرّم و درحاليكه با انگشت سبّابه به حقير اشاره مىكردند ، سه بار فرمودند : احسنت ، احسنت ، احسنت !
خواننده محترم پس از نقل اين قضيّه خود به مكتب و مرام حضرت والد پى خواهد برد و ديگر نيازى به توضيح بيشتر در اين زمينه نمىباشد ؛ تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مُجمل .
در دستورات سلوكى اگر شرائط روحى سالك در نظر گرفته نشود خطر حتمى است
بارى استاد سلوك بايد كاملًا به احوال و شرائط روحى سالك توجّه داشته باشد و دستورات سلوكى را براساس همان شرائط انتخاب كند ؛ و در غير
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٩٣