حجّت از سفسطه و خيال . و هر كس كه فهم او از مسائل سلوكى و عقل او نسبت به مبانى كاملتر باشد تقرّبش بسوى حقّ بيشتر و سلوكش كاملتر است . »
اينجانب چند بار كه از قم به مشهد مشرّف شده بودم ، ايشان در ضمن استفسار حال دوستان و رفقاى مقيم قم مىفرمودند : ميزان فهم آنها چقدر رشد كرده است و چه مقدار به عقل آنها اضافه شده است ، و حتّى يك بار فرمودند : من به حال آنها كارى ندارم فهم آنها چقدر اضافه شده است ، حال آنها براى خودشان باشد .
حال بنگريد به دستورى كه مىگويد : « كسى كه اينجا مىآيد نبايد سرش را بالا كند ، و هر كس مطلبى داشت نبايد مطرح كند . »
و كسى كه خواست درست بفهمد و درست عمل نمايد و به هر مزخرف و چرندى گوش نسپارد بايد با او برخورد شود و او را طرد كنند و از خود برانند و به او سلام نكنند و با او رفت و آمد و معاشرت نكنند ؛ چرا ؟ چون فهم و ادراك و تعقّل در اينجا مذموم است . اينجا فقط وادى تعبّد است . در اينجا فقط از گوش بايد استفاده كرد نه از فهم و عقل . يعنى در اينجا عاقل راه ندارد ؛ بلكه مكان براى چارپايان استعداد دارد نه آدميزاد . زيرا آدمى داراى قوّهء عاقله است و آن مايز بين او و حيوانات است . آدمى كه عقلش را كنار بگذارد و بگويد : عقل و علم حجاب اكبر است و بايد اين دو را بكنارى نهاد ، او از زمرهء آدميان بيرون رفته و در گلّهء حيوانات واقع شده است . در مكتبى كه درست فهميدن و درست حركت كردن و به هر بادى به اين سمت و آن سوى نرفتن و بر خلاف برهان و وجدان منطبق بر حجّت عقليّه و شرعيّه راهى را نپيمودن و به هر عقيدهاى ( گرچه حجّت و دليل عقلى و شرعى بر خلاف آن اقامه شود ) توجّه نكردن جرم تلقّى شود ، اين مكتب مكتب وحوش و خران است ، مكتب اهل بِدَع و ضلالت است ، مكتب جهل و عصبيّت است ، مكتب منحرفين از سنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٩١