خيلى از رفقا در معنى توحيد گير دارند ولى آقاى بيات خيلى روشن است و در مسافرت من به ايران با موافقت معنى بود ، و خداوند به ايشان عنايت بسيارى فرمود و ايشان در رديف رفقاى درجه اوّلى هستند كه ما با هم شب و روز هستيم ، او هميشه با من است . عرض كردم : كلمهاى بفرمائيد كه براى ايشان بنويسم . فرمودند : بنويس ( فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْت ) [ 1 ] ، الخ .
در اين نامه كه براى يكى از خواصّ رفقاى سلوكى و صاحب سرّ خود مىنويسند ، حقيقت و شخصيّت مقام عارف و اصل و فانى در ذات حضرت احديّت بيان شده است ؛ و كيفيّت عروج به مرتبه لا حدّى و لا رسمى و اطلاقى حضرت حقّ ، و بالنّتيجه طلوع سرّ ولايت مطلقهء تكوينيّه و ظهور مقام ارادت و مشيّت لا انتهائيّه در نفس عارف توضيح داده شده است ؛ و كيفيّت اتّحاد و نفوذ ولايت و ارادهء تكوينيّه حضرت حقّ در جميع عوالم وجود ( چنانچه براى حضرات معصومين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين ثابت و محقّق است ) در زير سايه و ولايت مقام ولايت كبراى الهيّه حضرت حجّة بن الحسن العسكرى أرواحنا لتُراب مَقدمه الفِداء بر آنان نيز ثابت و محقّق مىگردد . و اين معنى همان حقيقت وحدت ولايت است كه در مظاهر مختلفه بواسطهء تجليّات باطنى و اعظم پروردگار ظاهر مىشود . يعنى يك ولايت مختصّ ذات پروردگار است و احدى را چه از مردم عادى و چه از اولياء و انبياء و معصومين عليهم السّلام به اندازه سر سوزنى در آن سهم و شريك و انباز نيست ، همان ولايت در نفس معصوم عليهالسّلام تجلّى و ظهور مىنمايد و باز همان ولايت از نفس معصوم بر نفس ولىّ خدا كه مراتب عبوديّت را بنحو احسن و اكمل طىّ نموده و به حقيقت توحيد ذاتى بالحقيقه متحقّق شده است ظاهر مىگردد . ولهذا اوصافى را كه خداى متعال در قرآن كريم در ضمن آيه شريفه « نور » بر حضرات معصومين
هامش
[ 1 ] - سوره هود ( 11 ) صدر آيه 112