غيرها من المعاصى نمودن ؛ مخزن سلطان بايد محلّش پر عطر و گلاب باشد ، نه محبس مملوّ از قاذورات ؛ و بىشكّ چون دقّت در مراقبت نكردهاى ، نمىدانى كه از جوارح سبعه يعنى گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج ، چه معصيتها مىكنى ، و چه آتشها روشن مىنمائى ، و چه فسادها در دين خودت برپا مىكنى ، و چه زخمهاى مُنكره به سيف و سنانِ زبانت به قلبت مىزنى ، اگر نكشته باشى بسيار خوبست . اگر بخواهم شرح اين مفاسد را بيان نمايم در كتاب نمىگنجد ، در يك ورق چه مىتوانم بكنم ؛ تو كه هنوز جوارحت را از معاصى پاك نكردهاى ، چگونه منتظرى كه در شرح احوال قلب چيزى به تو بنويسم ؟ ! پس : البَدارُ البَدارُ إلى التّوبةِ الصّادقَةِ ثُمَّ العجلُ العجلٌ فى الجِدِّ و المُراقَبَةِ .
خلاصه ، بعد از سعى در مراقبت ، البته طالب قرب ، بيدارى و قيام سحر را اقلًا يك دو ساعت به طلوع فجر مانده إلى مطلع الشمس از دست ندهد ، و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بياورد ، و اگر وقتش زيادتر باشد ، به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود ، ليكن قدر معيّنى از شب بايد مشغول ذكرِ با حضور بشود ، در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد ، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش ، و بعد از فراغ ، تسبيح سيّدة نساء ، و دوازده مرتبه سورهء توحيد ، و ده مرتبه لا إله إلّا الله وحده لا شريك له ، له الملك الى آخر ، و صد مرتبه لا إله إلّا الله ، و هفتاد مرتبه استغفار بخواند ، و قدرى از قرآن شريف تلاوت نمايد ، و دعاى معروف صباح ، اعنى : يا من دَلَعَ لسان الصّباح الى آخر البته خوانده شود ، و دائماً با وضوء باشد ، و اگر بعد از هر
حريم قدس (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٩٣