مىپندارند ، و تعيّنات و تشخّصات در عوالم وجود را مراتب نازلهء اسماء و صفات مىدانند ، و خود ذات بارى تعالى را ما فوق همهء اسماءو صفات دانسته ، هيچ ربطى بين ذات و بين اسماء و صفات برقرار نمىكنند . و از آنجا كه حقيقت ولايت را ظهور خارجى اسماء و صفات حضرت حقّ مىدانند ، پس نهايت حركت و سير سالك إلى الله را محو و فناء در ولايت كه همان اسماء و صفات كليّهء حقّ است مىدانند ، و راهى بسوى ذات اقدس حقّ نمىيابند .
علّامهء طهرانى - رضوان الله عليه - مىفرمايند :
وصىّ مرحوم قاضى : مرحوم حضرت آية الله حاج شيخ عباس قوچانى - أعلى الله درجته - مىفرمودند : يكروز بهحضرتآقا ( استاد قاضى ) عرض كردم : در عقيدهء شيخيّه چه اشكالى است ؟ ! آنها هماهلعبادتند ، و اهلولايتند ؛ بخصوص نسبت به امامان عليهم السّلام مانند خود ما بسيار اظهار محبّتو اخلاص مىكنند ، و فقهشان هم فقه شيعه است ، و كتبأخبار را معتبر مىدانند و به روايات ما عملمىنمايند ؛ خلاصه هر چه مىخواهيمبگرديمو اشكالى در آنها از جهت اخلاق و عمل پيدا كنيم نمىيابيم !
انحرافات شيخ احمد أحسائى و شيخيّه به نقل از آقاى قاضى
مرحوم قاضى فرمودند : فردا « شرح زيارت » شيخ احمد أحسائى را بياور !
من فردا « شرح زيارت » او را خدمت آن مرحوم بردم ؛ فرمودند : بخوان ! من قريب يك ساعت از آن قرائت كردم . فرمودند : بساست ! حالا براى شما ظاهر شد كه اشكال آنها در چيست ؟ ! اشكال آنها درعقيده شان مىباشد .