همدانى نسبتهاى ناروا و زشتى روا داشتند و در صدد ايذاء ايشان برآمدند ، و در نامهاى به مرحوم شربيانى مرجع تقليد وقت ، او را به عنوان صوفى خطاب نمودند . مرحوم شربيانى در پاسخ آنان فرمود : « اگر صوفى آنست كه شخصيّتى مثل آخوند مصداق آنست ، اى كاش خداى متعال مرا نيز از جملهء صوفيّه قرار مىداد » .
و نيز پس از فوت مرحوم آية الله عارف و اصل شيخ محمّد جواد انصارى همدانى ، عدّهاى ايشان را به عنوان صوفى در مجالس و محافل معرّفى مىنموده ، و با تهمتها و نسبتهاى وقيح درصدد كوبيدن و تدمير شخصيّت علمى و روحانى اين ولىّ الهى برآمدند ؛ در اين وقت مرحوم آية الله آخوند ملّا على همدانى ، كه جنبهء مرجعيّت را نيز حائز بودند در اعلاميّهاى براى اقامهء مجلس ترحيم نوشتند :
إذا ماتَ العالِمُ ثُلِمَ فى الإسلامِ ثُلمَةٌ لا يَسُدُّهَا شَىءٌ . [ 1 ]
« اگر عالمى از پويندگان طريق هدايت و مكتب راستين اهل بيت عصمت ( آنان كه در وصفشان امام أبى جعفر الصادق عليهالسّلام فرمود : أنتُم و اللهِ نُورٌ فى ظُلُماتِ الأرضِ . [ 2 ] « شما قسم به خدا نور الهى و چراغ هدايتيد در تاريكيهاى عالم مادّه و ظلمات كثرات دنيا » ) بميرد ، شكافى در اسلام پديد آيد كه هيچگاه ترميم و اصلاح نخواهد شد . »
از آنجا كه محوريّت اين مقاله بر لزوم و ضرورت سير و سلوك إلى الله است ، و بيان اينكه بدون توجّه نفس به حقائق افعال و عبادات
هامش
[ 1 ] - بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 43 ، ح 9 ، باب 10 ، حق العالم .
[ 2 ] - كافى ، ج 8 ، ص 275 .