و غيرهم فاقد هرگونه ارزش و ملاك حجّيت است ؟
اگر گفته شود : ملاك حجّيت فتواى فقيه استناد آن به كلام معصوم عليهالسّلام است ، ولى در شهود اهل عرفان و مكاشفات اولياى الهى چنين استنادى وجود ندارد ، بلكه صرفاً بر پايهء واردات و ادراك صور و معانى مرتسمهء در نفس است ؛ و لذا ممكن است عارى از اشتباه نباشد ، زيرا حضور صور و معانى در نفس انسان چه بسا بر پايهء تخيّل و توهّم و خلق نفس بدون استناد و اتّكاء به اصل و مبدأ علّى آن باشد ، و از اين باب است كه بزرگان معرفت و شهود هر مكاشفهاى را مقبول ندانستهاند و هر ادراك صورت و معنائى را منطبق با حقيقت و واقعيّت نپنداشتهاند .
پاسخ اين سخن آنكه : گرچه احتمال اشتباه در واردات قلبيّه براى همهء افراد وجود دارد ، ليكن انطباق آنها با مصادر وحى و مبانى تشيّع و احاديث اهل بيت عليهمالسّلام و اصول مسلّمهء حكمت متعاليه قطعاً احتمال خطاء منتفى ، و سالك در اين مرتبه به كشف يقينى و اعتقاد جزمى دست خواهد يافت ؛ و اگر چنانچه در بعضى موارد احتمال خطاء در شهود و اشتباه در كشف معنوى برود از تمسّك به احتياط نبايد دريغ ورزد ، و همچون سلوك فقاهتى در مقام شكّ و ترديد ناگزير از توقّف در فتوى و احتياط در عمل خواهد بود .
با انطباق واردات قلبيّه با مصادر وحى و مبانى تشيّع احتمال خطاء در آنها منتفى مىشود
حاصل سخن آنكه : مكتب تفكيك با كنار گذاشتن براهين عقلى و عدم استخدام قوّهء عاقله در كشف معضلات و ادراك كلّيات ، حكم به بطلان و ناصوابى اين موهبت عظيم الهى در كشف حقيقت از باطل