تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأربعين في التراث الشيعي (اربعين در فرهنگ شيعه) (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مناسب و يا نامناسب آن موقعيّت ) حكمى و قضاوتى به مقتضاى فهم ناقص و توهّمات و تخيّلات خود نسبت به فعل امام عليه‌السّلام خواهد نمود ، و دائماً دچار تناقض و تضادهاى متولّدهء از جريانات مشابه در زمينه‌ها و ظروف متفاوت خواهد گرديد . و از اين جا به اين حديث شريف نبوى مىرسيم كه فرمود : الحَسنُ و الحُسينُ إمامانِ ، قاما أو قَعَدا !

دعوت امام عليه السّلام به جهاد يا صلح تابع ارادهء حقّ و شرائط زمان است

يك فرد شيعه به مقتضاى فرهنگ اصيل و ناب خود اوّل بايد امام را بشناسد ، آنگاه به افعال و كردار او توجّه نمايد . و لذا مشاهده مىكنيم بسيارى از بزرگان عصرِ امام عليه السّلام ، همچون برادر گرامى آن حضرت جناب محمّد حنفيّه و يا عبدالله بن جعفر طيّار و امّ سلمه زوجهء مرضيّه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم و ديگران ، آن حضرت را از اقدام بر قيام برحذر مىداشتند ، امّا آن حضرت توجّهى به نصائح و توصيه‌هاى آنان نفرمود . درحاليكه مشابه همين واقعه براى فرزند حضرت سجّاد عليه السّلام : جناب زيد بن علىّ بن الحسين اتّفاق افتاد ، و امام باقر عليه السّلام او را از قيام عليه بنىمروان برحذر داشت ولى او نپذيرفت و آن حضرت را متّهم به ترس و عدم جرأت عليه ظلم و ستم خلفاء نمود ، و در نتيجه پس از يك نبرد سخت كه بين او و لشكريان بنىمروان در حومهء كوفه رخ داد به شهادت رسيد و جسدش چهار سال بر بالاى دار نمودار بود . [ 1 ] اگر قرار است امام عليه السّلام هميشه دعوت به جهاد و معارضه
هامش
[ 1 ] - كافى ، ج 1 ، ص 356 ، حديث 16