خود گرفتار كند بايد براى اثبات خلافت يك همچو ميمونبازى كشتن فرزند رسول خدا با لب تشنه ، و تمامى افراد عائله و خويشان خود و اصحاب با وفاى او و اسارت و ضرب و شتم و حبس در غل و زنجير در ميان صحارى سوزان عراق و شام و اظهار آنها با سر برهنه در مجالس عيّاشى و سگبازى خود ، سند افتخار و مايه مباهات قرار گيرد . و اشعار كفرآميز او سند خلافت شرعيّه و حقّ مسلّم خاندان أبىسفيان واقع شود .
زهى بىشرمى و وقاحت و زهى فرومايگى و دنائت بر اين عقول فاسده و آراء باطله و اهويه دنيّه نفسانيّه كه ظلمت و كدورت عناد و لجاج چنان پرده بر روى ديدگان آنها آويخته است كه بجاى تفكّر و تدبّر و استبصار و اتّباع از حقّ و متابعت از ما أنزل الله و أنزل رسوله و گشودن ديدگان بر روى حقائق و واقعيّات و تحصيل رضاى پروردگار ، به جهت استمتاع و انتفاع از حطام زودگذر دنياى فانى و رسيدن به رياسات و مناصب دنىّ ، خود را از جميع نعم الهيّه و الطاف قدسيّه حضرت پروردگار و وصول به رضا و خشنودى او در دنيا و آخرت و نيل به درجات فوز و صلاح محروم مىنمايند و نكبت و خوارى و فرومايگى ابدى و جاودانى را در دنيا و آخرت براى خود مهيّا مىنمايند ؛ « فَاعْتَبِرُوا يأُولِى الْأَبْصرِ » .
[ 1 ]
اشعار سراسر عناد و عصبيّت از « شاعر النيل » در مدح غاصبين خلافت
اين نكبت و بدبختى نه تنها شامل گذشتگان و متقدّمين از جهّال عامّه - گرچه مزيّن به زينت علم و مرتدى به رداء زعامت و قيادت مردم بودند - مىباشد ، بلكه در جميع اعصار و تمام امصار نمونههاى بارز جمود و عناد و عصبيّت به چشم مىخورد . اينك اشعار شاعر معروف عرب ( حافظ ابراهيم ) معروف به شاعر النّيل را بنگريد كه با كمال مباهات و افتخار در اين اشعار ، هتك احترام و تجاوز و تجاسر به حريم رسول خدا و كشتن فرزند رسول خدا را به عنوان دليل شهامت و شجاعت
هامش
[ 1 ] - سوره الحشر ( 59 ) ذيل آيه 2 .