خارجى خلفاء غاصب حكومتهاى اسلامى به اشكال لاينحلّ و منجلاب فلاكت گرفتار آمدهاند .
زيرا پس از خلافت خلفاء راشدين كه چهار نفر مىباشند نوبت به خلفاء بنىاميّه و بنىمروان و بنىعبّاس رسيد ، و تعداد آنها آنقدر زياد است كه همه را گيج و مبهوت و راه چاره را به روى ايشان بكلّى مسدود كرده است .
بعضى براى حلّ اين معمّا متوسّل به حذف و سانسور و تبعيض طبقاتى و ترجيح بلامرجّح گشته ، عدّهاى بيچاره و بدبخت را از ليست خلفاء حذف نمودهاند تا عدد دوازده درست درآيد ؛ غافل از اينكه به همان دليل كه ساير افراد را در ليست قرار دادهاند ، آن اخراج شدگان كه مورد بىمهرى حتّى مواليان و طرفداران خود قرار گرفتهاند نيز داخلند ؛ و اين يكى از مهمّترين اشكالات بر عقيده و مبناى برادران اهل تسنّن است كه هيچ پاسخى را تاكنون براى آن پيدا ننمودهاند و نخواهند نمود .
زيرا اگر حكم به عدم خلافت بعضى را صادر كنند ، روز قيامت در پيشگاه عدل الهى كه همه خلفاء غاصب و خائنان به مكتب رسول خدا را فراخوانند ، در جواب اعتراض اين عدّه مفلوك و بدبخت كه مگر ما چه گناهى كرديم كه ما را از زمره ليست خلفاء غاصب اخراج كرديد چه خواهند گفت ! آيا جناياتى كه از خلفاء مقبول شما صادر گرديد كمتر از جنايات ما بود ؟ آيا فسق و فجور و شرب خمر و سگبازى و ميمونبازى و زنا با محارم و دختر حقيقى كه از آنان سر زد كمتر از ما بود ؟ آيا قتل و غارت و كشتن افراد بىگناه در سياه چالها و هتك ناموس و دربدرى و هر جنايت و خباثتى كه ممكن است از يك بشر فاسد و فاسق و متجاوز سر زند كمتر از ما بود ؟ ! چه جوابى دارند كه شما به عنوان مدال افتخار و شرف امتياز آنها را در ثبت به مقام خلافت اين گونه امور قرار داديد ؟ !
بلى ! جائى كه ديو مهيب عناد و غرض و لجاج و منيّت و خودكامگى ، عقل سليم و فطرت پاك و ضمير بىآلايش آدمى را در چنبرهء خواستهاى شهوانى و كثيف
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٩٤