تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
كه او را تأييد نمايند و از او اطاعت كنند باشد ، بنابراين امر به معروف و نهى از منكر از او ساقط مىگردد . مسعده مىگويد : شنيدم از امام صادق عليه السّلام در جواب كسى كه از آن حضرت از معنى اين حديث كه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رسيده است سؤال نمود ؛ رسول خدا فرمود : با فضيلت‌ترين مبارزه‌ها در راه خدا سخن عدلى است كه در پيشگاه حاكم جائر و امام ظالم گفته شود . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : معناى اين حديث اينست كه آن شخص ، حاكم جائر و امام ظالم را به راه راست و طريق عدل دعوت نمايد . البتّه پس از اينكه كاملًا به اطراف و جوانب مسأله واقف باشد و علم و اطّلاع كافى نسبت به حقيقت دعوت داشته باشد ، و در عين حال آن حاكم و امام جائر نيز سخن او را بشنود و كلام و موعظهء او را بديدهء قبول بنگرد . و در غير اين صورت امر به معروف و نهى از منكر بر آن شخص واجب نمىباشد . »

شرط اول در امر به معروف و نهى از منكر شناخت مأمورٌ به و منهىٌّ عنه است

از اين بيان استفاده مىشود كه در امر به معروف و نهى از منكر رعايت اين دو مسأله ضرورى است : مسأله اول : هر شخص با هر موقعيّت و محدوديّت علمى و وسعت اطّلاعات در مسائل شرعى و امور اخلاقى نمىتواند متصدّى امر به معروف و نهى از منكر بدون توجّه به هيچ محدوديّتى شود و خود را در قبال اين فريضهء الهى مطلق العنان و مختار بداند ؛ بلكه بايد شرائط آمريّت را حيازت كند و از جمله آنها بلكه اهمّ از آنها شناخت و معرفت به مأمورٌ به و منهىٌّ عنه است ؛ و الّا چه بسا كه امر او موجب تبعات و توالى مفاسدى خواهد شد و همان زمينه و روزنهء اندك جهت تلقّى به قبول مطلب حقّ نيز از بين خواهد رفت . نظير دعوت به اسلام و ارشاد آن مرد مسلمان كه همسايهء نصرانى خود را به پذيرش اسلام ملزم نمود ، و بعد دست او را گرفته به مسجد برد و از يك ساعت به اذان صبح تا هنگام فريضهء ظهر او را مكلّف به قرائت نوافل و اوراد و اذكار نمود ، و پس از اداى فريضهء ظهر نيز او را به جلوس در مسجد و