آخرين بر او باد ، كه جنايتكارى مثل او پيدا نشده 1 - ولى معذلك از نقطهء نظر تحقيق اگر بسنجيم ، اين خطرناكتر است يا آنكه از اوّل عمر ريشى گذاشته و پشمى و عمّامهاى و قبائى و ردائى و رفته در سردابهاى نمور نجف و شبها هم در بالاى بام ، آن عجّههاى شديد را خورده ، براى اينكه رئيس بشوم ، نه براى اينكه من خدمتى به دين كنم !
اميرالمؤمنين را گول نمىشود زد ؛ اميرالمؤمنين بيدار است و اين دستگاه را مىخواهد برچيند . حالا شما ببينيد ان شاء الله بعداً چه دستگاههاى خوبى پيش مىآيد و اينها همه از بين مىروند ، و حوزه تشكيل مىشود ، حوزهء خوب ، حوزهاى كه شهيد اوّل و شهيد ثانى و علّامه حلّى و مقدّس اردبيلى و امثال اينها مىپسندند . حوزهاى كه پاسدار قرآن و علم و عرفان و عقل و درايت و رسيدن به حقائق ؛ حوزهاى كه طلبههاى خود را به ايثار و گذشت و عبادت و شبزندهدارى و تفكّر در آلاء پروردگار دعوت كند . حوزهاى كه طلبههاى محصّل و جدّى و درسخوان و مراقب كه هر ساعت از زندگى خود را بيهوده به هدر نمىدهند و خود را مأمور و عبد پروردگار مىدانند و بر طبق آن امريّه
هامش
1 - آرى ! هم اكنون كه در بازنگرى قبل از طبع ، اين سطور نگارش مىيابد ، يعنى دهم صفر الخير 1424 هجرى قمرى ، ما شاهد سقوط و اضمحلال صدّام ملعون و حكومت ننگين و ضدّ شريعت و بشريّت بعث عراق توسط آمريكا و انگليس مىباشيم ، و معجزهء مشيّت و تقدير الهى را در ناموس عالم تكوين مشاهده مىنمائيم ، و انجاز وعدهء الهى را در سرنگونى جبّاران و ستمگران بالعيان لمس و شهود مىكنيم ، و استمرار اين سنّت تكوينى را در محو و هبوط همهء مستكبران و ظالمين از خداى متعال و صاحب ولايت كبرى : حضرت بقيّة الله أرواحنا لتراب مقدمه الفداء خواستاريم .عيسى به رهى ديد يكى كشته فتاده * حيران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفت اى كشته كرا كشتى تا كشته شدى زار * تا باز مگر كشته شود آنكه تو را كشت