است ؛ يعنى ظاهرش يك چيز نشان مىدهد ولى باطنش چيز ديگر است .
وقتى شما با او برخورد كنيد يك قسم با شما مواجه مىشود ، در پشت سر يك حرف ديگر دنبالتان مىزند ؛ يا اينكه اگر هم نزند ، از آن نفاق عجيبتر در دلش ، آن طورى كه با شما برخورد كرده نيست . با شما به بشاشت و خوشى ، قربانت گردم ، فدايت شوم ، و ليكن در باطن نقشهاى كشيده كه شما را از پا در بياورد . در ظاهر مىگويد : مردم دنبال اسلام برويد ! دنبال قرآن برويد ! و چنين و چنان ؛ و خودش عمل بر خلاف اسلام مىكند و پايش را توى يك كفش كرده ، براى اينكه اين احكام را از بين ببرد ؛ اين منافق است . خدا با كسى رفاقت خاصّ ندارد ، او در صراط مستقيم مردم را حركت مىدهد ؛ ميزانش ، ميزان مستقيم است . « وَ السَّمَآءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ * أَلَّا تَطْغَوْا فِى الْمِيزَانِ »
[ 1 ] فرموده . آنوقت مىشود كه اين حرفها را بزند و بگويد : ما آسمان و زمين را بر اساس عدل و ميزان حقّ آفريديم ، آنوقت در اين امور عنان ما را بدهد بدست خود ما و بگويد : هر پندارى ، هر غلطى ، هر كثافتكارى كه كرديد ، اختيار با جنابعالى است ؛ چون شما عالم شريعت هستيد و من اختيار را بدست شما دادم و شما هم داراى ولايت هستيد و هر كارى مىخواهيد بكنيد ! اين درست است ؟ ! نه ! طلّاب علوم دينيّه ، همه بايد از قدم اوّل با علم و عمل حركت كنند ، همانطورى كه آنها كردند ، سابقين كردند . ببينيد سيّد بن طاووس خودش ، برادرش على و احمد ، به چه مقاماتى رسيدند ! ببينيد اين بحرالعلوم ، كه زمانى هم از موتش نمىگذرد ، حداكثر حدود دويست سال است ، ببينيد چه مقاماتى
هامش
[ 1 ] - سوره الرّحمن ( 55 ) آيه 7 و 8 : « خداوند آسمان را برافراشت و ترازوى عدل و داد بگستراندتا پاى خود را از جادّهء اعتدال و ميزان فرانگذاريد . »