تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
نتوانست مخالفت كند و از اين دين مبين إعراض كند ، در اين صورت موقعيّت او در خطر بود و حيثيّت او دچار تزلزل ؛ مشركين قريش ( أبوسفيان و اعوان او ) ايمان آوردند نه از طيب خاطر ، بلكه در غير اين صورت محكوم به فنا و اضمحلال بودند . پس از حضرت رسول الله ديگر نتوانستند با ظاهر اسلام مخالفت كنند ، چون آنقدر اسلام قوى بود كه مخالفت آنان مساوق با طرد و لعن آنها مىشد ، و موقعيّت بطورى بود كه چنين ادّعا و سخنى از آنها معادل با هلاكت و نابودى بتّى آنها بود ؛ لذا آنها در لباس اسلام متظاهر شدند ، ولى باطن همان كفر و نفاق ، ظاهر نماز و روزه و حجّ ، ولى باطن همان شرك و هوى پرستى و انكار خدا و معاد بود .

در زمان رسول خدا با ظاهر قرآن جنگ مىكردند و بعد با باطن آن

در زمان حضرت رسول الله با ظاهر قرآن جنگ كردند ، و بعد از رحلت آن حضرت با باطن قرآن و معنى قرآن به ستيز در آمدند . آن قرآنى كه پيغمبر به آنها عرضه داشت ظاهر قرآن تنها نبود بلكه معانى قرآن و واقعيّت قرآن بود ، چون فهميدند مخالفت كردند . بعد از رحلت آن حضرت كه ظاهر اسلام آنها را گرفته بود با معنى قرآن نبرد كردند و گفتند : قرآن بخوانيد ولى معنى نكنيد ، شأن نزول آيات را نگوئيد ، خصوصيات را مگوئيد ، معانى را مبهم بگذاريد !

هيچگونه تحريفى در قرآن راه ندارد

أميرالمؤمنين عليه السّلام به دستور و وصيّت قرآن را جمع آورى كرد و معانى و تأويلات آن را مشخّص و مبيّن ساخت و آن قرآن را بر آنها عرضه كرد ، گفتند : يا على ما خود قرآن داريم نيازى به قرآن تو نداريم ! آيا قرآن أميرالمؤمنين عليه السّلام از نقطه نظر ظاهر با قرآن آنها تفاوت داشت ؟ آيا آنها كم و كاستى و يا زيادتى در قرآن نموده و تحريف نموده بودند كه با قرآن أميرالمؤمنين اختلاف داشت ؟ نه ، چنين نبود ؛ چون اوّلًا طبق كريمهء شريفهء : وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ ، لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ