تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
شمشير آنها غالب گشت و شما نمىخواستيد و مكروه داشتيد ، از دست دادند . اى معاويه تو ما را به شتران آبكش سرزنش مىكنى ! به خدا سوگند ديدم كه در روز بدر شما بر شتران آبكش سوار بوديد و با پيغمبر اكرم جنگ مىنموديد و مىخواستيد نور خدا را خاموش نمائيد ؛ و تو و پدرت أبوسفيان از بيم شمشير ما با اكراه تمام اسلام را قبول كرديد . آنگاه قيس زبان به فضائل أميرالمؤمنين گشود و بسيار ذكر كرد و گفت كه : بجان خودم قسم كه نه از انصار و نه از قريش و نه از عرب و نه از عجم جز علىّ مرتضى هيچ كس را در خلافت حقّى نيست ! معاويه در غضب شد و گفت : اى پسر سعد ! اين مطالب را از كه آموختى ، پدرت به تو تعليم كرد ؟ گفت : كسى تعليم كرد كه بهتر از من و بهتر از پدر من است . گفت : آن كيست ؟ گفت : آن على بن أبىطالب ، صدّيق اين امّت و فاروق اين امّت و عالم اين امّت است ، و آن كسيست كه دربارهء او اين آيه فرستاده شد : قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب ؛ [ 1 ] و بسيارى از آيات قرآن كه دربارهء أميرالمؤمنين عليه السّلام نازل شده است بيان نمود . معاويه گفت : صدّيق اين امّت أبوبكر ، و فاروق اين امّت عمر ، و عالم اين امّت عبدالله بن سلام است . قيس گفت : اين دروغ است ! بلكه أولى و أحقّ به اين اسماء كسيست كه خدا دربارهء او اين آيه را فرستاد : أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْه ، [ 2 ] و آن كسى كه رسول خدا به امر خدا او را در غدير
هامش
1 - سوره الرّعد ( 13 ) ذيل آيه 43 : [ بگو : كافى است كه گواه بين من و شما خدا باشد و كسى كه در نزد او علم به كتاب است . ] 2 - سوره هود ( 11 ) آيه 17 و بقية الآية ( وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَة أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِه ) البينة بمعنى القرآن ، و شاهد هو على بن أبىطالب على ما رواه فى المجمع ؛ فمعنى الآية : الذين كانوا على بيّنة و هو القرآن و يتبعه شاهد و هو على عليه السّلام ( أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِه ) [ آيا كسى كه داراى بصيرت باطنى الهى است و پهلوى او شاهدى از او گواهى بر صدق دعواى او مىدهد و قبل از او تورات كه كتاب رحمت و هدايت است آمده ( و هم تصديق دعواى او را نموده و هم از نقطه نظر بيان و دعوت مشابه اوست ؛ مثل كسى است كه چنين نيست ؟ ) اين افراد صاحب بصيرت به كتاب خدا ايمان مىآورند . . . ]