تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصيرا [ 1 ] آنها مىخواستند اصل اسلام و ايمان و شجرهء تقوى و طهارت و حقيقت قرآن و عدالت را از روى زمين بردارند ، و از هر كار كه دستشان رسيد كوتاهى نكردند ؛ غافل از آنكه وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون . آخر اگر آنها با خصوص حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام خصومت داشتند ، ذرارى رسول خدا را تشنه گذاردن و طفل شيرخوار را هدف تير نمودن چه معنى دارد ؟ ! زنان و ذرارى رسول خدا را در شهرها و كوچه‌ها بدون خِمار و مقنعه در حال ذلّ و استخفاف مورد تماشا و هجوم جمعيّتها و اصناف در آوردن چه معنى دارد ؟ ! به گردن شخص بيمار غلّ و زنجير انداختن و آنها را گرسنه و تشنه در خرابه جاى دادن چه معنى دارد ؟ ! در دل آنها كينه‌هائى بود از پيشرفت‌هاى اسلام و قرآن در غزوه بدر و احد ، و مىخواستند انتقام رسول الله را از فرزندش بگيرند . هنگامى كه اسرا را وارد شام كردند يزيد در قصر جيرون بود ؛ همين كه از دور نگاهش به سرهاى مبارك بر سر نيزه‌ها افتاد شاد شد و از روى طرب اين دو بيت بگفت :
لٍمّا بَدَتْ تِلكَ الحُمولُ [ 2 ] و أشرَقَتْ * تِلكَ الشَّمُوسُ عَلَى رُبَى جَيرُونِ نَعَبَ [ 3 ] الغُرابُ فَقُلتُ صِحْ أوْ لا تَصِحْ * فَلَقَد قَضَيتُ مِنَ الغريم [ 4 ] دُيُونِى [ 5 ]
هامش
1 - سوره فرقان ( 25 ) آيه 31 : [ و اينطور ما براى هر پيامبرى ، از افراد مجرم يك نفر دشمن قرار داده‌ايم ؛ و پروردگار تو در هدايت و نصرت تو براى تو كافى است . ] 2 - خ ل : الرُّءُوسُ . 3 - خ ل : صاحَ . 4 - خ ل : النَّبِىِّ . 5 - لواعج الاشجان ، ص 218 : [ زمانى كه اين سرها از دور بر بلنديهاى جيرون نمايان شد كه چونان خورشيد در تلألؤ و درخشندگى بودند . ناگهان كلاغ‌ها به صدا در آمدند و من به آنها گفتم : مىخواهيد ناله و فرياد كنيد ، مىخواهيد آرام بگيريد من كار خود را كردم و از طلبكار طلب خود را وصول كردم و انتقام گذشتگان از ايشان گرفتم . مترجم ]