تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
بنابراين علم آنها احاطه به امور جزئيّه دارد ، و به احوال امور جزئيّه و آثار و لواحق مترتّبهء بر آنها علم ثابت و دائمى و خالى از تغيير و تبديل دارا مىباشند . در اين صورت از كليّات به جزئيّات و از علل به معلولات و از ملكوت اشياء به جنبه‌هاى مُلكى راه پيدا مىكنند و از بسائط به مركّبات پى مىبرند . و در اين صورت از انسان و حالات او و نفس و روح او ، و همچنين از آنچه موجب رشد و رقاء اوست به عالم قدس و حرم الهى و مقام طهارت مطلق خبر دارند ؛ كما آنكه از آنچه موجب كثافت و تيرگى نفس و رذالت و دنائت نفس و شقاوت و موجب پائين آوردن اوست به أظلم العوالم كه همان سطح بهيميّت است اطّلاع و علم كلّى ثابت دارند . و بنابراين تمام امور جزئيّه را از آينهء آن نفس كلّى مىبينند ، و به تمام موجودات محدوده و متغيّره از جنبهء كليّت و ثبات مىنگرند . و اين علم مانند علم خدا و انبياء و اوصياء و اولياء و ملائكهء مقرّبين است كه به تمام موجودات ماضيه و مستقبله و كائنه علم ضرورى حتمى دارند ؛ كه آن به تجدّد حوادث و تكثّر موجودات متكثّر نبوده ، بلكه بسيط و مجرّد و كلّى و محيط است . و كسى كه كيفيّت اين علم را درك كند معنى قول خدا را كه در قرآن مجيد مىفرمايد : وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْء خوب درك مىكند ، و مىفهمد كه قرآن كتابى است كه علومش كلّى است و با تغيير زمان و مكان و تجدّد حوادث متغيّر نمىگردد و زائل نمىشود ، و با پيدايش مرامها و مسلكها و بوجود آمدن تمدّنهاى متنوّع ابداً تغييرى ندارد ؛ آنوقت تصديق حقيقى مىكند كه هيچ امرى نيست إلّا آنكه در قرآن از همان جنبهء كليّت و ثبات به او نظر شده ، و در تحت حكم و قانون عامّى بيان گرديده است . و بنابراين اگر شخصِ آن امر بنفسه در قرآن مجيد مذكور نباشد به مقدّمات و اسباب و مبادى و غايات او مسلّماً ذكر شده ؛ و البتّه به اين درجه از فهم قرآن افراد خاصّى پى مىبرند و عجائب و اسرار و دقائق و احكام مترتّبه بر حوادث را درمىيابند كه علم آنها
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 70 | السيد محمد حسين الطهراني