تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
مطلبى را راجع به معنى تبيان كل شىء از بعضى از اهل معرفت نقل مىكند كه بسيار لطيف و با واقعيت است ، و ما خلاصهء آن را ذكر مىكنيم : علم به اشياء يا از مدارك حسيّه پيدا مىشود ، بواسطهء ديدن و شنيدن خبرى و شهادت دادن و از اجتهاد و از تجربه و امثال اينها ، و اين علم البتّه جزئى و محدود بوده بواسطهء محدوديّت معلومش ، و چون معلومش جزئى است و محدود و متغيّر البتّه اين علم نيز داراى ثبات نبوده و متغيّر و در دستخوش فنا و فساد خواهد بود ؛ چون اين علم تعلّق دارد به موجودى در زمان وجود آن موجود ، و معلوم است كه قبل از وجود آن موجود علم ديگرى بوده و بعد از فنا و زوال آن موجود علم ثالثى پيدا خواهد شد . بنابراين اين علم كه غالب علوم بشرى را تشكيل مىدهد متغيّر و فاسد و محصور خواهد بود . و يا اينكه علم به اشياء از مدارك حسيّه نيست ، بلكه از علم به اسباب و علل و غايات اشياء حاصل مىشود ؛ و البتّه اين علمْ كلّى و بسيط و عقلى است . چون اسباب كليّه و غايات كليّهء اشياءْ غير محصور و غير محدود است ؛ چون هر سبب سببى ديگر دارد و آن سبب سبب ثالثى تا آنكه به مبدأ المبادى و مسبّب الأسباب رسد . و كسى كه علم به اصول تسبيبات و مبدأ اسباب داشته باشد البتّه اين علمْ كلّى و غير قابل تغيير و زوال است ؛ و اين اختصاص به افرادى دارد كه علم به ذات مقدّس واجب الوجود و صفات جماليّه و حجب جلاليّه و كيفيّت عمل و مأموريّت ملائكهء مقرّبين ( كه مدبّرين عالم و مسخّرين به تسخير ارادهء الهيّه براى اغراض كليّهء عالم [ هستند ] ) پيدا نموده باشند ، و كيفيّت تقدير و نزول صور را از عالم معنى و قضاى الهى دريافته باشند . و بنابراين سلسلهء علل و معلولات و اسباب و مسبّبات و كيفيت نزول امر خدا در حجب و شبكه‌هاى عالم تقدير براى آنها روشن ، و روابط موجودات اين عالم با يكديگر براى آنها معلوم است .