تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
طلب از خدا بدون رجوع به خدا و حركت به سمت او و انابه بسوى او اثرى ندارد . دعا هنگامى مستجاب است كه دعا كننده خود را به عالم معنى رسانيده و از رَوح و رحمت خدا استمداد كند ؛ و شخص معصيت‌كار بدون توبه از رحمت خدا دور و از عالم معنى و تجرّد مهجور است . نداى او از دائرهء هوى و نفس تجاوز ننموده ، و دعاى او به سمع موجودات مجرّده و مدبّرات عالم و فرشتگان سماوى نمىرسد ؛ و در اين صورت حقّاً اين دعا با يأس و نوميدى ادا شده است . ولى چون توبه صورت گيرد رجوع به خدا صورت مىگيرد ، براى آنكه حقيقت توبه رجوع است . معصيت‌كار چون رجوع نمود خود را از زندان تاريك غفلت عبور داده و با توجّه به عالم معنى و اتّصال به مدبّرات امور عالم نزديك به خدا مىگردد و دعاى او مستجاب مىشود . و امّا ردّ مظالم و احقاق حقوق به جهت آنست كه خدائى را كه انسان به دو متوسّل مىشود و از او حاجت مىطلبد تنها خداى او نيست بلكه خداى تمام مردم بلكه جميع حيوانات است و همان نظر رحمتى را كه به داعى دارد به همهء مخلوقات خود دارد ، چگونه راضى مىشود كه بر داعى نظر رحمت كند در صورتى كه اين داعى به مخلوقات ديگر او ستم نموده و حقوق آنها را ضايع كرده است ! و از اين گذشته نفوس كسانى كه مورد ستم واقع شده‌اند در عالم معنى جلوى دعاى اين داعى را مىگيرد و نمىگذارد به عالم تجرّد و ملكوت عبور كند . همانطور كه در موجودات مادّى كسرى و انكسارى است همچنين در موجودات روحى و معنوى تدافع و تقابلى است ؛ دعا به مرحلهء اجابت بالا مىرود در صورتى كه در سر راه او به مانعى برخورد نكند . نفوس و گرفتگى مظلومان سدّ عجيبى است در عالم معنى براى ارتقاء دعا ، و بايد اين سدّ را به توبه و ردّ مظالم آنها شكست . پدر و مادر را از خود خشنود نمود چون دعاى عاقّ والدين بالا نمىرود ، همسايه و عالم و كل ذى حقّ را خشنود نمود ، مال مغصوب و يتيم