ذوات مقدّسه منبع فيض و واسطهء در رحمت و ايجاد موجوداتاند ( البتّه حقائق و ارواح مباركهء آنها نه مقصود اجساد آنها ) چون ارواح آنها روح متّحد و انوار آنها نور واحدند و در آن عالم كثرت و تعدّدى و تفرّقى نيست ؛ آن نور واحد مركز تجلّيات ذات خدا و منبع انتشار صفات و اسماى حسناى اوست . بنابراين اصل موهبت حيات و علم و قدرت از اين آيات مباركات است : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاة فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فى زُجاجَة الزُّجاجَة كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَة مُبارَكَة زَيْتُونَة لا شَرْقِيَّة وَ لا غَرْبِيَّة يَكادُ زَيْتُها يُضىءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُور . [ 1 ]
بنابراين در ابتداى دعا و درخواست از ذات مقدّس او ، استمداد نمودن از آن ذات لايزال بواسطهء اين آيات مباركات و از شبكههاى اين ذوات مقدّسه و اين آئينههاى تمام نماى صفات حضرت حقّ جل جلاله چقدر صحيح و پر منفعت است ! درود فرستادن و تقديم تحيّت و اهداء سلام و صلوات نه تنها تمجيد ظاهرى است بلكه اتّصال باطنى به حقائق آن ذوات مقدّسه خواهد بود ، و تماشا كردن قدرت و عظمت خدا را در آن مجالى و مظاهر بىحدّ و لايتناهى است ، و معلوم است كه در اين حال اثر دعا تا چه حدّ افزايش خواهد يافت .
هامش
1 - سوره نور ( 24 ) آيه 35 : [ خداوند نور آسمانها و زمين است . مثل نور او مانند چراغدان درونى ديوار بدون منفذ مىباشد كه در آن چراغ بوده باشد . آن چراغ در داخل شيشه و حبابى است ( كه بر روى آن گذارده شده است ) و آن حباب آبگينهاى گويا همچون ستارهاى درخشان است . آن چراغ برافروخته مىشود از مادّهء زيتونى درخت بركت داده شدهء زيتون ، كه نه نسبت با مشرق دارد و نه با مغرب . ( بلكه در ميان بيابان در زير آسمان در حال اعتدال از خورشيد و هوا و زمين بهره مىگيرد . ) به قدرى آن روغن زيتون كه مادّهء برافروختگى اين چراغ مىباشد ، درخشنده و پر لمعان و نور افزاست كه اگر آتشگيرانهاى با آن تماسّ حاصل نكند باز هم شعلهور است . آن حباب نور ديگرى است افزون بر روى نور چراغ . ]